تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
سيّد رضى رحمه الله مىگويد : بعضى از نادانان اين خطبه را به معاويه نسبت داده‌اند ، ولى بدون ترديد اين خطبه از سخنان اميرمؤمنان است ؛ طلا كجا و خاك كجا ؟ آب گوارا و شيرين كجا و آب نمك كجا ؟ دليل بر اين مطلب سخن « عمروبن بحر جاحظ » است كه ماهر در ادب و نقّاد بصير سخن مىباشد ، او اين دو خطبه را در كتاب « البيان و التبيين » آورده و گفته است : آن را به معاويه نسبت داده‌اند ، سپس اضافه كرده كه ، اين خطبه به سخن امام على عليه السلام و به روش او در تقسيم مردم شبيه‌تر است ، و اوست كه به بيان حال مردم : از غلبه ، ذلّت ، تقيّه و ترس واردتر است ، سپس مىگويد : تاكنون چه موقع ديده‌ايم كه معاويه در يكى از سخنانش مسير زهد پيش گيرد و راه و رسم بندگان خدا را انتخاب كند ؟ !

خطبهء 33

كه هنگام خروج براى جنگ با اهل بصره فرمود

ارزش اين كفش چقدر است ؟ !

عبداللّه بن عبّاس مىگويد : در منزل « ذى قار » بر اميرمؤمنان وارد شدم در حالى كه مشغول وصله نمودن كفش خود بود ! به من فرمود : « قيمت اين كفش چقدر است ؟ » گفتم : « بهايى ندارد ! » فرمود : « به خدا سوگند همين كفش بى ارزش برايم از حكومت بر شما محبوبتر است ، مگر اين‌كه با اين حكومت حقّى را به پا دارم و يا باطلى را دفع نمايم » . . . سپس امام ( از خيمه ) بيرون آمد و براى مردم چنين ايراد سخن كرد :

نتايج درخشان بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله

خداوند هنگامى محمّد صلى الله عليه و آله را مبعوث ساخت كه هيچ كس از عرب كتاب آسمانى نداشت و ادعاى نبوّت نمىنمود . او مردم را تا سر منزل نجات سوق داد ، و به محيط رستگارى رسانيد ، و در پرتو وى بر مشكلات پيروز شدند ، و جاى پاى آنها محكم شد .