هنگامى كه اين گفته را امام در ضمن يك سخن طولانى - كه قسمت برگزيدهاى از آن در ضمن خطبه ها گذشت - فرمود ، دو نفر از اصحابش جلو آمدند . يكى از آنها عرض كرد : من جز اختيار خود و برادرم را ندارم ، امر فرما تا اطاعت كنيم ؛ امام فرمود :
شما دو نفر در برابر آنچه من مىخواهم ( كه بسيج يك سپاه است ) چه كارى مىتوانيد انجام دهيد .
262 - مىگويند : « حارث بن حوط » خدمت امام آمده عرض كرد : فكر مىكنى من گمان دارم اصحاب جمل ( لشگر طلحه و زبير آتش افروزان جنگ در بصره ) گمراهند ( نه ، گمراه نيستند ) .
امام در پاسخ فرمود : اى حارث ، تو به زيرت نگاه كردهاى و به بالاى سرت نظر نيفكندهاى ، لذا در تحيّر فرو رفتى ( و ندانستى كدام جانب را اختيار كنى ) ، تو حق را نشناختى تا كسى كه حق را اخذ نموده بشناسى ، و نيز باطل را هم نشناختهاى تا كسانى را كه طرفدار آن هستند بشناسى .
حارث گفت : بنابراين من نيز همراه « سعيد بن مالك و عبداللّه بن عمر » كنارهگيرى مىكنم ( و بى طرف مىمانم ) امام فرمود :
« سعيد » و « عبداللّه بن عمر » نه حق را يارى كردند و نه باطل را خوار ساختند .
263 - همنشين سلطان ، چون كسى است كه بر شير سوار شده ، ديگران به مقام او غبطه مىخورند ، ولى خود مىداند در چه وضع خطرناكى قرار گرفته است .
264 - نسبت به بازماندگان ديگران خوش رفتارى كنيد تا نسبت به بازماندگان شما همين گونه رفتار كنند .
265 - سخن حكما و دانشمندان اگر درست باشد ، داروى ( شفا بخش ) است و اگر نادرست و خطا باشد درد و بيمارى ( مهلك ) است .
266 - كسى از آن حضرت خواست تا ايمان را برايش توصيف كند . امام فرمود : فردا نزد من بيا تا در حضور جمعيّت تو را از آن آگاه سازم ، كه اگر گفتهام را فراموش كنى ، ديگرى برايت حفظ و نگهدارى كند ، چرا كه سخن همچون شتر فرارى است كه بعضى آن را پيدا مىكنند و بعضى آن را نمىيابند .
شريف رضى رحمه الله مىگويد : امّا اصل پاسخ امام را به اين شخص سابقاً ( در كلام 31 ) تحت عنوان « الإيمان على أربع شعب : » ( أربع دعائم ) آورديم .
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 803
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٨٠٣