تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
124 - غيرت زن كفر است و غيرت مرد ايمان . ( اشاره به اين كه زن اگر حسادت به همسر ديگر شوهرش بورزد ، مخالفت با فرمان خدا كرده است ، و مخالفت و حسادت مرد نسبت به گام نهادن مرد بيگانه در زندگى خانوادگيش اطاعت و فرمان خداست . ) 125 - اسلام را چنان تفسير مىكنم كه هيچ كس پيش از من آن را چنين تفسيرى نكرده باشد ، اسلام همان تسليم است ( تسليم در برابر فرمان خدا ) و تسليم همان يقين است ( چرا كه تسليم بدون ايمان و يقين ممكن نيست ) و يقين همان تصديق است ( چرا كه تا علم و تصديق حاصل نشود ، يقين حاصل نمىشود ) و تصديق همان اقرار است ( چرا كه تصديق در درون قلب كافى نيست و بايد آن را افشا كرد ) و اقرار همان احساس مسؤوليّت است ( چرا كه بدون آن لفظى است بى معنا ) و احساس مسؤوليّت همان عمل است ( چرا كه نتيجهء احساس مسؤوليّت عمل مىباشد ) . 126 - تعجّب مىكنم از بخيل ، كه به استقبال فقرى مىرود كه از آن گريخته است و غنايى را از دست مىدهد كه خواهان آن است ، در دنيا همچون فقيران زندگى مىكند ، امّا در آخرت بايد همچون اغنيا حساب پس دهد . و تعجّب مىكنم از متكبّرى كه ديروز نطفه‌اى بى ارزش بود و فردا مردار گنديده‌اى است ، و تعجّب مىكنم از كسى كه در خدا شك مىكند ، در حالى كه او خلق خدا را مىبيند ، و تعجّب مىكنم از كسى كه مرگ را فراموش مىكند با اين كه مردگان را مىبيند ، و تعجّب مىكنم از كسى كه انكار جهان ديگر مىكند در حالى كه جهان نخست را مىبيند ، و تعجّب مىكنم از كسى كه دار فانى را آباد مىكند و دار باقى را به دست فراموشى مىسپارد . 127 - كسى كه در عمل كوتاهى كند ، به اندوه گرفتار مىشود و خداوند به كسى كه در مال و جانش نصيبى براى خدا نيست ، اعتنايى ندارد . 128 - بپرهيزيد از سرما در آغازش ( در پاييز ) و استقبال كنيد از آن در آخرش ( نزديك بهار ) زيرا در بدنها همان مىكند كه با درختان مىكند . در آغاز خشك مىكند و در آخر برگ مىآورد . 129 - بزرگى خالق نزد تو ، مخلوق را در چشمت كوچك مىكند . 130 - امام عليه السلام از ميدان « صفّين » باز مىگشت . به قبرستانى كه پشت دروازهء كوفه بود رسيد ، رو به طرف قبرستان كرده فرمود : اى ساكنان خانه هاى وحشتناك و مكانهاى خالى و قبرهاى تاريك ! اى خاك‌نشينان ! اى غريبان ! اى تنهايان ! اى وحشت زدگان ! شما در اين راه بر ما پيش قدم شديد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد . ( اگر از اخبار دنيا بپرسيد به شما مىگويم : ) امّا خانه‌هايتان را ديگران ساكن شدند ، همسرانتان به ازدواج افراد ديگر در آمدند و اموالتان تقسيم شد ، اين خبرى است كه در نزد ماست ، در نزد شما چه خبر ؟