تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
و همواره قطع مسافت مىكند ، گر چه ظاهراً متوقّف است . بدان ! بطور مسلّم هرگز به همهء آرزوهايت نخواهى رسيد و از اجلت تجاوز نخواهى كرد ( بيش از آنچه مقرّر شده عمر نخواهى نمود ) و تو در راه همان كسانى هستى كه پيش از تو مىزيسته‌اند ، بنابراين در طريق به دست آوردن دنيا ملايم باش ! و در كسب و كار ميانه روى را پيشه كن ( نه حرص داشته باش و نه طمع ) ، زيرا بسيار شده كه تلاش بى حد در راه دنيا منجر به نابودى اموال گرديده است ! چرا كه نه هر تلاشگرى به روزى رسيده و نه هر مدارا كننده‌اى محروم مىشود . بزرگوارتر از آن باش ! كه به پستى تن در دهى - هر چند تو را به مقصودت برساند - زيرا تو نمىتوانى در برابر آنچه از آبرو و شخصيّتت در اين راه از دست مىدهى ، بهايى به دست آورى ، « بندهء ديگرى مباش چرا كه خداوند تو را آزاد آفريده » ! چه خوبى و آسايشى دارد آن نيكى كه جز با شر و بدى به دست نمىآيد و يا آسايش و راحتى كه جز با مشقّت زياد حاصل نمىشود . نكند مركبهاى طمع با سرعت حركت كنند و تو را به آبشخورهاى مهلكه بيندازند . . . اگر توانستى كه بين تو و خداوند ، صاحب نعمتى واسطه نباشد انجام ده ، زيرا تو قسمت خود را دريافت خواهى كرد و سهمت را خواهى گرفت و مقدار كمى كه از ناحيهء خدا برسد محترمانه‌تر است از مقدار زيادى كه از ناحيهء يكى از مخلوقاتش باشد ؛ هر چند همهء نعمتها از ناحيهء اوست .

سفارشهاى گوناگون

تدارك و جبران آنچه بر اثر سكوتت از دست داده‌اى آسانتر است ، از جبران آنچه در اثر سخنت از دست رفته ! چرا كه نگهدارى آنچه در ظرف هست با محكم بستن دهانهء آن امكان‌پذير است ، و نگهدارى آنچه در دست دارى نزد من محبوبتر است ، از درخواست چيزى كه در دست ديگرى است ؛ تلخى يأس و نادارى بهتر است از درخواست از مردم . كسب و كار ( و ثروت كم ) همراه با عفّت و پاكى و درستكارى بهتر است از ثروت فراوان توأم با فجور و گناه . انسان اسرار خويش را بهتر از هر كس ديگر نگهدارى مىكند . بسيارند كسانى كه بر زيان خود تلاش مىكنند . كسى كه پر حرفى كند حرفهاى بىمعنا زياد خواهد زد . هركس انديشه كند ، بينايى خواهد يافت . با نيكوكاران همراه شو كه از آنان خواهى شد . از اهل شرّ و بدى دور شو تا از آنها بر كنار باشى . غذاى حرام بدترين غذاهاست ! ستم بر ناتوان بدترين ستم است ! . آن گاه كه رفق و مدارا كردن شدّت به حساب آيد ، شدّت ، رفق و مدارايى خواهد بود . گاه مىشود كه دارو مايهء بيمارى و بيمارى داروى نجات‌بخش است ! چه بسا آن كس كه اهل اندرز نيست ، اندرز دهد و آن كس كه از او درخواست نصيحت شده ، خدعه به كار برد ! از تكيه كردن بر آرزوها بر حذر باش ، كه سرمايهء احمقان است . عقل ، نگهدارى تجربه‌هاست . بهترين تجربه‌هايت آن است كه به تو پند دهد .
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 627 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / خطب الإمام علي ( ع )