تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
و شما نزديكترين فرد به آنچه دوست نداريد و از آن ناخشنوديد ( ابوموسى ) را به حكميّت انتخاب كرديد . سر و كار شما با ( امثال ) عبداللّه بن قيس است ، همان كسى كه ديروز مىگفت : « جنگ فتنه است ، بند كمانها را ببريد و شمشيرها را در نيام كنيد ! » اگر راستگوست پس چرا خود بدون اجبار در ميدان نبرد شركت كرد و اگر دروغگوست پس متّهم است . سينهء « عمروعاص » را با مشت گره كردهء « عبداللّه بن عباس » بشكنيد و از مهلت روزگار استفاده نماييد و مرزهاى دور اسلام را در اختيار بگيريد . مگر نمىبينيد شهرهاى شما را ميدان نبرد كرده‌اند و سرزمين حيات و زندگى شما هدف تير دشمن قرار گرفته است ؟ !

خطبهء 239

كه در آن از آل محمّد صلى الله عليه و آله سخن به ميان آورده است . آل محمّد صلى الله عليه و آله مايهء حيات علم و دانشند و مرگ نادانى ، حلمشان شما را از علم و دانششان آگاه مىسازد و ظاهرشان از باطنشان و سكوتشان از حكمت و منطقشان شما را مطّلع مىگرداند ، هرگز با حق مخالفت نمىكنند و در آن اختلاف ندارند ، آنها اركان اسلامند و پناهگاههاى مردم ، به وسيلهء آنان حق به نصاب خود رسيد و باطل از جايگاه خويش ريشه كن گرديد و زبان باطل از بن بركنده شد . دين را درك كردند ، دركى توأم با فراگيرى و عمل ؛ نه تنها شنيدن و نقل كردن ! زيرا راويان علم فراوانند و رعايت كنندگان و عمل كنندگان آن كم !