تو از اين رنج مىنالى و من از آتش سوزان نالان نشوم ؟ !
از اين سرگذشت ، شگفت آورتر داستان كسى است كه نيمه شب ظرفى سرپوشيده پر از حلواى خوش طعم و لذيذ به در خانهء ما آورد ، ولى اين حلوا معجونى بود كه من از آن متنفّر شدم ، گويا آن را با آب دهان مار يا استفراغش خمير كرده بودند .
به او گفتم : هديه است ، يا زكات و يا صدقه ؟ كه اين دو بر ما اهل بيت حرام است .
گفت : نه اين است و نه آن ، بلكه « هديه » است .
به او گفتم : زنان بچه مرده بر تو گريه كنند ! آيا از طريق آيين خدا وارد شدهاى كه مرا بفريبى ؟ آيا دستگاه ادراكت به هم ريخته ؟ يا ديوانه شدهاى ؟ و يا هذيان مىگويى ؟ به خدا سوگند ! اگر اقليمهاى هفتگانه با آنچه در زير آسمانهاست به من دهند كه خداوند را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچهاى نافرمانى كنم ، هرگز نخواهم كرد و اين دنياى شما از برگ جويدهاى كه در دهان ملخى باشد ، نزد من خوارتر و بى ارزشتر است .
« على » را با نعمتهاى فناپذير و لذّتهاى نابود شدنى دنيا چه كار ! از به خواب رفتن عقل و لغزشهاى قبيح به خدا پناه مىبريم و از او يارى مىجوييم .
خطبهء 225
كه در آن از خدا مىخواهد از همگان بى نيازش كند
پروردگارا ! آبرويم را بى نيازى نگهدار ! و شخصيتم را در اثر فقر ساقط مگردان ! كه از روزى خواران تو درخواست روزى كنم و از اشخاص پست خواستار عطوفت و بخشش باشم ! و به ستودن آن كس كه كمكم مىكند مبتلا گردم ! و به مذمّت و بدگويى از آن كه به من نمىبخشد آزمايش شوم ! و تو در ماوراى همهء اينها سرپرست منى كه ببخشى و يا منع نمايى ! و تو بر همه چيز قادرى « إنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ » . « 1 »
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 26 .