تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩

خطبهء 215

كه همواره پروردگار را با آن مىخوانده ستايش ويژهء خداوندى است كه مرا بيمار نساخته و مرگم را فرا نرسانده است ، به بيماريهاى بدمنظر ( و برص ) دچار نگردانده و به كيفربدترين اعمالم نرسانده و مرا بلاعقب قرار نداده است ، مرتد از دين و منكر پروردگارم ننموده ، چنانم نساخته كه از ايمانم وحشت داشته باشم و نيز ديوانه‌ام نكرده و به كيفر و عذاب ملّتهاى پيشين گرفتارم ننموده است . شب را به روز آوردم در حالى كه بنده‌اى مملوكم و در حالى كه به نفس خود ستم نموده‌ام . ( خداوندا ! ) حجّت تو بر من تمام و من حجّت و دليلى در برابر تو ندارم . جز آنچه تو مىبخشى نمىتوانم چيزى تهيّه كنم و جز اين كه تو مرا نگه مىدارى من قدرت ندارم خويش را از چيزى حفظ كنم . پروردگارا ! به تو پناه مىبرم ، نكند بى نيازيى كه به من بخشيده‌اى ، سلب گردد و نيازمند گردم و در هدايتت گمراه شوم ، در سايهء حكومتت بر من ستم شود و با وجود اين كه همه چيز در دست تو است مقهور و مغلوب گردم . خداوندا ! نخستين نعمت گرانبها از نعمتهاى خويش را كه از من مىگيرى جانم قرار ده ! و نخستين وديعه‌اى كه از من باز مىستانى نعمت جانم از ميان همهء نعمتها گردان ! ( و تا آخر عمر ساير نعمتها را به من ارزانى دار ) . بارالها ! از اين به تو پناه مىبرم كه از گفتارت روى گردانيم ! يا به كناره‌گيرى از آيينت فريفته شويم ! و يا اين كه هوا و هوسهاى سركش دل - نه هدايت تو - بر ما چيره گردد !

خطبهء 216

كه در « صفين » ايراد فرمود امّا بعد ، خداوند براى من بر شما ، به واسطهء سرپرستى امورتان حقّى قرار داده