كه اين همان دستور العملى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آورده و انجام داده است ، و در آنچه خداوند سهم بندى آن را مشخّص نموده و فرمان آن را صادر كرده ، به شما نيازى نداشتم . پس به خدا سوگند ! نه شما و نه ديگرى نمىتواند به من اعتراضى در اين مسأله داشته باشد .
خداوند قلبهاى ما و شما را به سوى حق متوجّه سازد و شكيبايى و استقامت ( تحمّل حق ) را به ما الهام نمايد !
سپس امام عليه السلام فرمود : خدا رحمت كند آن كس را كه هر گاه حقّى را ببيند ، اعانت كند و يا اگر ستمى را مشاهده نمايد ، آن را از بين ببرد ؛ به يارى صاحب حق بر خيزد ( و بر ضدّ ستمگر قيام نمايد ! ) .
خطبهء 206
اين سخن را هنگامى فرمود كه شنيد عدّهاى از اصحابش شاميان را در « صفّين » دشنام مىدادند .
من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد ! امّا اگر كردارشان را يادآور مىشديد و گمراهيها و كارهاى ناشايستهء آنان را بر مىشمرديد به گفتار درست نزديكتر و در اتمام حجّت رساتر بود ، شما بايد به جاى دشنام به آنها مىگفتيد :
بار پروردگارا ! خون ما و آنها را حفظ كن ! بين ما و آنها را اصلاح نما ! و آنان را از گمراهى به راه راست هدايت فرما ! تا آنان كه جاهلند ، حق را بشناسند و كسانى كه ستيزگى و دشمنى با حق مىكنند دست بردارند و باز گردند .
خطبهء 207
اين سخن را امام عليه السلام هنگامى فرمود كه در بعضى از روزهاى جنگ « صفّين » مشاهده كرد ، فرزندش امام حسن عليه السلام به سوى نبرد به سرعت در حركت است .
اين جوان را به شدّت بگيريد و نگاهش داريد ؛ تا ( مرگ او ) مرا در هم نكوبد . من در مرگ اين دو - حسن