تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
و سلامت آنان كه از قدرت نامحدود او آگاهند ، اين است كه در برابرش تسليم باشند . بنابراين از حق ، فرار نكنيد آن گونه كه انسان سالم از « گر » ، و تندرست از بيمار فرار مىكند . آگاه باشيد ، هيچ گاه راه حق را نخواهيد شناخت ، مگر اين كه آنها را كه آن را ترك گفته‌اند بشناسيد ، و هرگز به پيمان قرآن وفادار نخواهيد بود ، مگر اين كه از كسى كه آن پيمان را شكسته است ، آگاه باشيد ، و هرگز به آن تمسّك نخواهيد جست ، مگر اين كه به كسى كه آن را دور انداخته پى ببريد ، و ( اين آگاهيها را ) از اهلش بخواهيد ، زيرا آنها زندگى علم و مرگ جهلند ؛ آنهايند كه حكمشان شما را از علمشان و سكوتشان شما را از منطقشان و ظاهرشان از باطنشان آگاهى مىدهد . اينان نه با دين مخالفت مىكنند و نه در آن اختلاف دارند ؛ بنابراين ، دين در ميان آنان گواهى است صادق و ساكتى است سخنگو .

خطبهء 148

كه در مورد اهل بصره و طلحه و زبير ايراد فرموده هر كدام از آن دو ( طلحه و زبير ) اميد دارد كه زمامدارى و حكومت به دست او افتد و آن را به سوى خود مىكشد نه به سوى رفيقش . آنها نه به رشته‌اى از رشته‌هاى محكم الهى چنگ زده‌اند و نه به وسيله‌اى به او نزديك شده‌اند ، هر كدام بار كينهء رفيق خويش را به دوش مىكشد و به زودى پرده از روى آن برداشته مىشود . به خدا سوگند ! اگر به آنچه مىخواهند برسند اين يكى جان ديگرى را مىگيرد و آن يكى اين را از ميان مىبرد . گروهى طغيانگر و فتنه‌انگيز به پا خواسته‌اند ، پس آنها كه حقايق را به خاطر خدا آشكار مىسازند كجايند ؟ در حالى كه سنّت پيامبر برايشان بيان شده و اخبار ( امروز ) را قبلًا به آنان گفته‌اند . براى هر گمراهى علّت و سببى است و براى هر عهد شكنى ، بهانه‌اى ! به خدا سوگند ! من همچون كسى نخواهم بود كه صداى بر سر و سينه كوبيدن و نداى مخبر مرگ را بشنود و چشمهاى گريان را ببيند ، امّا عبرت نگيرد !
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 313 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / خطب الإمام علي ( ع )