راه هدايت را با بصيرت ديده و در آن گام گذاشته ، نشانه ها و علامتهاى اين راه را خوب شناخته است و از امواج متلاطم درياى شهوات گذشته است ، در ميان دستگيره هاى هدايت به محكمترين آنها چنگ زده ، و از ميان طنابها به قويترين آنها متمسّك شده ؛ ايمان او به خدا همانند نور آفتاب است ، در برابر خداوند آنچنان است كه هر فرمانى از ناحيهء او صادر شود انجام مىدهد ، و هر فرعى را به اصلش باز مىگرداند ، او چراغ تاريكيهاست . . .
و روشنى بخش نابينايان ، و كليد حل مبهمات ، دور سازندهء مشكلات ، و راهنماى گمشدگان بيابانهاى زندگى است .
سخن مىگويد و خوب مىفهماند ، و يا سكوت مىكند و به سلامت مىرهد ؛ براى خدا اعمال خويش را خالص كرده آنچنان كه خداوند خلوص او را پذيرفته است ، او از گنجينههاى آيين خداست ، و از اركان زمين او . خود را ملزم به عدالت نموده ، و نخستين مرحلهء عدالتش اين است كه خواسته هاى دل را بيرون رانده ، حق مىگويد و به حق عمل مىكند ، هيچ كار خيرى نيست جز آنكه براى انجامش بپاخاسته و در هيچ جا گمان نيكى نبرده جز اينكه به سوى آن به راه افتاده است .
زمام خود را به دست قرآن سپرده و قرآن رهبر و پيشواى اوست ، هر جا قرآن فرود آيد ، او بار خويش را در همان جا افكند ، و هر جا منزل نمايد ، او آنجا را منزلگاه خويش سازد .
عالم نمايان !
و ديگرى ( خويش ) را عالم خوانده در صورتى كه عالم نيست ، يك سلسله نادانيها را از جمعى نادان فرا گرفته ! و مطالبى گمراه كننده از گمراهانى آموخته ، دامهايى از طنابهاى غرور و گفتههاى دروغين بر سر راه مردم افكنده ، قرآن را بر اميال و خواستههاى خود تطبيق مىدهد ، و حق را به هوسها و خواهشهاى دلش تفسير مىكند ، مردم را از گناهان بزرگ ايمنى مىبخشد ، و جرايم بزرگ را در نظرها سبك جلوه مىدهد . مىگويد : از ارتكاب شبهات اجتناب مىورزم امّا در آنها غوطهور است ، مىگويد : از بدعتها كناره گرفتهام ولى در آنها غلت مىزند ! چهرهء او چهرهء انسان است و قلبش قلب حيوان ! راه هدايت را نمىشناسد كه از آن طريق برود ، و به طريق خطا پى نبرده تا آن را مسدود سازد ، پس او مردهاى است در ميان زندگان !