امّا تبعيت از هوا و هوس انسان را از راه حق باز مىدارد و آرزوهاى طولانى آخرت را به دست فراموشى مىسپارد . . .
آگاه باشيد ، دنيا به سرعت پشت كرده ، و بيشتر از ته ماندهء ظرفى كه آب آن را ريخته باشند از آن باقى نمانده است !
و به هوش باشيد كه آخرت رو به ما مىآيد . دنيا و آخرت هر كدام فرزندانى دارند ، بكوشيد از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا ، زيرا در روز رستاخيز هر فرزندى به پدر خويش ملحق مىگردد .
هم اكنون هنگام عمل است نه حساب ، و فردا وقت حساب است نه عمل !
سيّد رضى رحمه الله مىگويد : « حَذَّا » يعنى سريع ، و بعضى آن را « جَذَّاء » خواندهاند ( كه به معناى بى بركت و بى عاقبت است ) .
خطبهء 43
امام عليه السلام پس از آنكه جريربن عبداللّه بجلى را به عنوان نمايندهء خود براى گفتگو با معاويه به شام فرستاد ، يارانش از او خواستند كه آمادهء مبارزه شود ؛ امام عليه السلام
در پاسخ آنها سخنان ذيل را ايراد فرمود :
آمادگى براى جنگ يعنى درب صلح را بستن
مهيّا شدنم براى جنگ با شاميان ، با اينكه « جَرير » را به رسالت به سويشان فرستادهام به معناى اين است كه راه صلح را به روى آنها بستهام ! و اگر بخواهند اقدام به كار نيكى كنند آنها را منصرف ساختهام ، من مدّت اقامت « جَرير » را در شام معيّن ساختهام كه اگر تأخير كند روشن مىشود يا فريبش دادهاند و يا از اطاعتم سر پيچيده است .
عقيدهء من اين است كه صبر نموده با آنها مدارا نماييد ، در عين حال من مانع از آن نيستم كه شما خود را آمادهء پيكار كنيد ( ولى من شخصاً اين كار را نمىكنم ) .
من بارها اين موضوع ( مناسبات خود را با دستگاه جبّار معاويه ) را بررسى كردهام ، و پشت و روى آن ( همهء جوانب ) را مطالعه نمودهام ، ديدم راهى جز پيكار ، و يا كافر شدن نسبت به آنچه پيامبر اسلام آورده است ، ندارم ؛ زيرا قبلًا كسى بر مردم حكومت مىكرد كه اعمالش حوادثى آفريد و باعث گفتگو و سر و صدا شد ، به او شديداً اعتراض كردند و تغييرش دادند .