غنا على الإطلاق نداريم » . بلى در بعضى افرادش كه قدر متيقّن است ، از حيث غناء لهوى حرمتش اتّفاقى است .
مىماند بعض ديگر كه مخلوط با لهو و لعب نيست ، ببينيم اصلًا از موضوع غناء خارج است و خروج موضوعى دارد يا اينكه داخل در غناء است ، ليكن غناى مجوّز است و به مذاق ما كه فى الجمله اشاره شده و بعداً إن شاء الله واضحتر مىشود .
بين غناء و لهو اعمّ و اخصّ من وجه است ، به اين معنى كه غناء باشد لهو نباشد ، مثل خواندن قرآن يا اشعار به صوت حَسَن و ترجيع به قصد العبادة أو التّنبه مِنَ المواعظ الحَسَنة . يا اينكه لهو باشد ، غناء نباشد ، مثل رقص و تنبك زدن بدون آواز . و يا اينكه غناء باشد با لهو ، مثل اينكه در ضمن نى زدن و تار ، قرآن يا اشعار را با لحن حَسَن با ترجيع بخواند .
و بين قرائت قرآن و غناء ايضاً اعمّ من وجه است ، قرائت قرآن باشد بدون آواز مثل تكلَّم كردن به قرآن و غناء باشد در اشعار بدون خواندن قرآن و قرآن باشد با آواز و غناء در ضمن مقام حُداء يا حِجاز .
اخبار طرفين
بعد از طىّ اين مقدمات حالا اخبار طرفين را ملاحظه كنيد ببينيم تعارضى دارند و تنافى اى در بين نيست ؟ اينكه گفتم كه عرب مطلق آواز را به طريق خوانندگى غناء مىداند ، شاهد قولِ اهلِ لغت و كلمات فقهاء و لسان خبر [ است ] .
همچنانكه فيّومى ترجمه كرده غناء را به مطلق صوت يا مدّ و كشش و تطويل در صوت و ديگرى گفته بود : « الغِناءُ مَدُّ الصَّوت » . و محمّد بن ادريس شافعى گفته : « إنّ الغناءَ تَحسينُ الصَّوتِ وَتَرْقيقُه » و صاحب قاموس
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 1848
مساهمون: مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
ص١٨٤٨