يك چنين دليل ، نمىتواند از نوع كارهاى عادى و معمولى باشد كه ديگران نيز بتوانند مانند آن را بياورند ، در اين صورت ناچار راه اثبات ادعا ، منحصر به انجام كارى مىشود كه از حدود قوانين طبيعى بيرون بوده و ديگران را ياراى معارضه و مقابله با آن نباشد .
اعجاز ، گواه بر صدق گفتار مدعى است
ممكن است سؤال شود چگونه معجزه و خرق عادت و كار ما فوق قوانين طبيعى گواه ، بر صدق گفتار مدعى مىشود ؟
پاسخ اين سؤال روشن است : زيرا انجام عملى بر خلاف قوانين طبيعى بدون عنايت و اذن پروردگار جهان ، امكانپذير نيست ، پس ناچار ، خداوند اين قدرت و توانايى را در اختيار او گذارده است .
اگر آورنده در ادعاى خويش دروغگو باشد ، توانا ساختن يك فرد دروغگو بر چنين كارى ، موجب گمراه ساختن مردم و ترويج باطل مىگردد ، و چنين كارى بر خداوند محال است پس هر گاه معجزهاى را در دست مدعى ديديم بايد آن را گواه بر راستگويى وى ، و كاشف از رضايت خدا نسبت به ادعاى او بدانيم .
بيان مزبور يك قانون كلى است كه عقلا از آن استفاده مىنمايند و بوسيلهء آن حق و باطل را از هم تميز مىدهند .
مثلا هر گاه كسى از جانب رييس مملكتى در امور مربوط به ملت ، ادعاى نمايندگى كند بدون ترديد بايد براى مدعاى خود دليل و