تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
استدلال كننده چنين مىگويد : ظاهر اين آيه آن است كه مشركان از پيامبر خواستند كه براى اثبات راستگويى خود ، امور ياد شده را انجام دهد و او در پاسخ درخواست آنان به ناتوانى خود اعتراف نمود ، و براى خود مقامى جز اين كه بشرى است كه به سوى آنها فرستاده شده قائل نگرديد ، اين پاسخ گواه اين است كه پيامبر معجزه‌اى ( جز قرآن ) نداشته است . پاسخ : ما در پاسخ استدلال به آيهء گذشته پيرامون معجزات پيشنهادى ، سخنانى گفتيم و روشن ساختيم كه هر معجزه‌اى كه به عنوان لجاجت با حق به پيامبر پيشنهاد شود ، اگر پيشنهاد كننده پس از مشاهدهء آن ، به تكذيب برخيزد : مستحق نزول عذاب الهى مىگردد ، جاى گفتگو نيست كه تمام آنچه در اين آيات وارد شده است ، هيچ كدام معجزهء ابتدايى نبوده ، بلكه همه را مشركان پيشنهاد كرده ، و نظرى جز لجاجت نداشتند . دليل بر لجاجت آنان دو چيز است : 1 . آنان وسيله تصديق و راه استكشاف حقانيت پيامبر را ، به انجام يكى از امور ششگانهء مورد درخواست خود ، منحصر نموده و از توجه به معجزه‌هاى ديگر چشم پوشيده بودند ، اگر به راستى نظر آنان از « معجزه‌خواهى » كشف راستگويى پيامبر بود بايد به هر معجزه‌اى كه در نظر عقلاى جهان ، نبوت او را تصديق و ثابت مىكند ، اكتفا