اين شعر را مىخواند مىگفت : خدا وليد را لعنت كند كه با گفتن اين شعر ميان فرزندان عبد مناف ( جد هاشميان و امويان ) جدائى افكند ( 1 )
دو بيت مذكور در بالا كه به عبد اللَّه نسبت داده شد ، مسعودى در مروج الذهب 1 / 43 آن را به فضل بن عباس بن ابى لهب نسبت داده و اينها را نيز همراه با آن آورده است :
از مصريان بپرسيد كه سلاح خواهر زاده ى ما كجا شد
زيرا شمشير و اموال يغما شده ى او را ايشان بردند
در همه ى جاها على همراه محمد و پس از محمد نيز او جانشين وى بود
على دوست خدا است كه دين او را آشكار ساخت
و اين در هنگامى بود كه تو همراه بدبختان با او مىجنگيدى
و تو مردى خودپسند از اهل صيفور هستى
و خويشاونديى در ميان ما ندارى تا آن را مايه ى سرزنش گردانى
و خدا آيه نازل كرده كه تو بزهكار هستى
و سهمى در اسلام ندارى كه آن را بخواهى »
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 1 / 90