تازه اين جريان پس از شور و غوغائى بود كه مسلمانان براى تأخير در اجراى حد برپا كردند كه جريان آن در ص ج 15 از ترجمه ى فارسى گذشت .
و از عموزاده اش سعيد بن عاص توضيح بخواه كه چون از طرف عثمان پس از وليد به حكومت كوفه رسيد دستور داد منبر و محراب مسجد جامع كوفه را شستشو دهند تا از آلودگى به نجاست آن تبهكار پاك شود .
و نيز از سبط پيامبر امام حسن توضيح بخواه كه چون در مجلس معاويه به سخن پرداخت گفت : اما تو اى وليد به خدا سرزنشت نمىكنم كه چرا با على دشمنى زيرا براى باده گسارىات هشتاد تازيانه به تو زد و پدرت را پيش روى رسول بكشت و توئى آن كس كه خداوندش تبهكار ناميد و على را مؤمن ناميد و اين همان گاه بود كه به فخر فروختن بر يكديگر برخاستيد و تو به او گفتى : خاموش باش على كه من دلم از تو شجاعتر و خود از تو زبان آورترم على به تو گفت خاموش باش وليد كه من مؤمنم و تو تبهكارى و خداوند نيز در هماهنگى با سخن او اين آيه فرستاد : « آيا كسى كه مؤمن بود همچون كسى است كه فاسق بود ؟ مساوى نيستند » و نيز در هماهنگى با سخن او اين آيه درباره ى تو فرستاد : « هر گاه تبهكارى خبرى براى شما آورد در پيرامون آن تحقيق كنيد . » واى بر تو وليد ! هر چه را فراموش كرده اى سخن شاعر ( 1 ) را از ياد مبر كه درباره ى تو و او گفته :
« با آن كه نامه ى خدا گرامى بود
خدا درباره ى على و وليد - كنار يكديگر - آيه نازل كرد .
على را مؤمن و وليد را فاسق خواند
هرگز مؤمن خداشناس با فاسق خائن برابر نيست
در آينده ى نزديك على و وليد را
آشكارا به سوى حساب خواهند خواند .
پاداش على را بهشت قرار مىدهند و پاداش وليد را خوارى
چه بسيار از نياكان عقبة بن ابان ( 2 ) بودند
هامش
( 1 ) مقصود از او حسان بن ثابت است بر گرديد به ترجمه الغدير ج 3 ص 74 تا 77
( 2 ) ابان نام بو معيط جد وليد است