جستجو كرد « 1 » .
( 1 ) اين مطلب ديرى پوشيده نماند كه : سنگ زاويهء اين انحراف و عقبگرد ، همان بود كه آن روز در مدينه كار گذارده شد و سقيفهى بنى ساعده
هامش
( 1 ) براى تأييد اين مطلب رجوع كنيد به سخن صريح خود معاويه در اين مورد ( تاريخ مسعودى در حاشيهى كامل ابن اثير ج 6 ص 78 - 79 ) و بسيارى از شاعران پيشين ما قصائد خود را بر اين اساس پرداختهاند : « مهيار ديلمى » در قصيدهى لاميهاش همين موضوع را در نظر داشته كه ميگويد :
و ما الخبيثان : ابن هند و ابنه .
آن دو پليد : معاويه و پسرش .
و ان طغى خطبهما بعد و جل هر چند كارشان بزرگ و عصيانبار و هولناك بود .
بمبدعين فى الذي جاءا به در آنچه پديد آوردند ، مبتكر نبودند .
و انما تقفيا تلك السبل بلكه اين راهها را از ديگران آموخته و دنبالهرو آنان بودند .
و هم استاد او « شريف رضى » كه مىگويد :
الا ليس فعل الآخرين و ان علا كار دنبالهروان - هر چند بزرگ - على قبح فعل الاولين بزائد زشتتر از كار پيشينيان نبود .
و هم پيش از آن دو « كميت اسدى » كه ميگويد :
يصيب به الرامون عن قوس غيرهم تيراندازان از كمان كسى جز خودشان تير مىافكنند .
فيا آخرا اسدى له الشر اول اى بسا بدنبال آمدهئى كه زمينهء شر را پيشينش براى او فراهم آورده است .
. . . و از اين گونه شعر فراوان ديگر .