در صدد بيان آنها نيستيم .
( 1 ) حلم و گذشت او چنان بود كه - بگفتهى مروان - با كوهها برابرى ميكرد .
زهد و بىاعتنائى او به زيور دنيا آنچنان بود كه « محمد بن على بن الحسين بن بابويه » ( متوفى بسال . 381 هجرى ) كتابى را بنام :
زهد الحسن عليه السلام بدين صفت او اختصاص داد و در اين باره همين بس كه از همهى دنيا يكباره بخاطر دين صرفنظر كرد .
( 2 ) او سرور جوانان بهشت و يكى از دو نفرى است كه دودمان پيامبر منحصرا از نسل آنان بوجود آمد ، و يكى از چهار نفرى است كه رسول خدا با آنان به مباهلهى نصاراى نجران حاضر شد ؛ و يكى از پنج نفر اصحاب كساء ؛ و يكى از دوازده نفرى است كه خدا فرمانبرى آنان را بر بندگانش واجب و فرض ساخته . و او يكى از كسانى است كه در قرآن كريم پاك و منزه از پليدى معرفى شده ؛ و يكى از كسانى است كه خدا دوستى آنان را پاداش رسالت پيامبر دانسته ؛ و يكى از آنان كه رسول اكرم ايشان را هموزن قرآن و يكى از دو دست آويز گران وزن قرار داده . و او ريحانهى رسول خدا او محبوب اوست و آن كسى است كه پيامبر دعا مىكرد خدا دوستدار او را دوست بدارد .
افتخارات او بقدرى است كه ياد كردن آنها به طول مىانجامد و تازه پس از بيانى دراز به آخر نمىرسد .
پس از وفات پدرش ، مسلمانان با او به خلافت ، بيعت كردند .
در همان مدت كوتاه حكومتش ، به بهترين شكل كارها را اداره كرد .
در پانزدهم جمادى الاولى سال 41 ( بنابر صحيحترين روايتها ) با معاويه
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٤٥