پيشانى او در زير طرهى گيسويش بدان ميمانست كه :
ماه تمامى ، تاجى از شام تاريك ، بر سر نهاده باشد .
بوى دلاويز او ، از « عنبر » خاكيان برتر بود - و از مشك آنان . . گفتنى كه آن عطرى آسمانى است .
ابن سعد گفته است : « حسن و حسين به رنگ سياه ، خضاب ميكردند » .
و اصل بن عطاء گفته است : « در حسن بن على ، سيماى پيغمبران و درخشندگى پادشاهان بود » .
( 1 ) بيست و پنج بار حج كرد پياده ، در درحالىكه اسبهاى نجيب را با او يدك مىكشيدند .
هرگاه از مرگ ياد مىكرد ميگريست و هرگاه از قبر ياد مىكرد مىگريست و هرگاه محشر را و عبور از صراط را به ياد مىآورد ميگريست و هرگاه به ياد ايستادن بپاى حساب مىافتاد آنچنان نعره مىزد كه بيهوش مىشد و چون به ياد بهشت و دوزخ مىافتاد همچون مار گزيده به خود مىپيچيد ، از خدا طلب بهشت مىكرد و به او از آتش پناه مىبرد .
و چون وضو مىساخت و به نماز مىايستاد ، بدنش بلرزه مىافتاد و رنگش زرد مىشد .
سه نوبت ، دارائيش را با خدا تقسيم كرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت . و با اين همه ، در تمامى حالات به ياد خدا بود . گفتهاند :
« در زمان خودش آن حضرت عابدترين مردم و بىاعتناترين مردم به زيور دنيا بود » .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٤٠