Skip to main content

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — Page 170

Contributors:

P.170
بسوى شهر طرسوس پس بايد كه احتياط كند كه كدام يك از اهل اين شهر پاكترند از روى طعام پس بايد كه بياورد از براى شما روزى شما را از آن طعام . بدان كه وجه تفريع قول او ( فَابْعَثُوا ) بر قول او ( رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ ) آنست كه چون اصحاب كهف بعد از سيصد و نه سال كه در آن غار در خواب مانده بودند بيدار شدند گفت از ايشان كه آيا چند وقت است كه ما اينجا در خوابيم گفتند يك روز يا پاره اى از روز بنا بر آن كه عادت نيست كه زياده از اين كسى در خواب بماند و بعد از آن كه ناخنها ومويهاى خود را ديدند دانستند كه بيشتر است از آن پس گفتند كه پروردگار شما داناتر است به آن كه چند وقتست كه اينجا در خواب مانده ايد وعلم شما وفا نكند به حقيقت آن پس اولى آنست كه اين گفتگوى بگذاريد و كار ديگر كنيد كه مقدور شما باشد واهم باشد شما را و آن اينست كه بفرستيد كسى را كه تا از براى شما طعامى بياورد . و در قول او ( بِوَرِقِكُمْ ) دو قرائتست كسر راء وسكون او و هر دو نقره را گويند خواه مسكوكه وخواه غير مسكوكه وقول او ( هذِهِ ) عطف بيان : ( بِوَرِقِكُمْ ) است و ظاهر آنست كه در : ( أَيُّها ) مضاف مقدر است يعنى اى أهلها مثل سل القرية بمعنى ( سل اهل القرية ) و بر اين تقدير اضافه اى بمعنى لام باشد وتواند بود كه اضافه اى به ضمير راجع به مدينة بمعنى فى باشد و بر اين تقدير احتياج نباشد بحذف مضاف ، وقول : ( أَزْكى ) مىتواند بود كه بمعنى پاكتر باشد ومىتواند بود كه بمعنى حلالتر باشد ومىتواند بود كه بمعنى بيشتر وارزانتر باشد . ومراد از ( لْيَتَلَطَّفْ ) وقت باريك بينى است در سودا تا بازى نخورد يا در محافظت خود ناشناخته نشود . چنان كه قول او ( ولا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً ) مشعر است به آن .