تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار الباقيه ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
و مردم را وقتى مىخواست دشنام بدهد مىگفت اى پسر فرج . اصحاب اخبار گفته‌اند كه عيسى بن مريم در چهل و سومين سال از سلطنت او زاييده شد ول اين خبر با سياق تواريخ و ساليان از جداولى كه در آتيه خواهد آمد و در آنها تعديل شده است صحيح نيست و برحسب آن جداول ولادت عيسى در هفدهمين سال از پادشاهى اغسطس بوده و اين قيصر بود كه اسكندر اينها را از حساب قبطى خود كه مكبوس بود مجبور ساخت كه به حساب كلدانيان كه در عصر ما در عصر معمول است انتقال يابند و اين قضيه در ششمين سال از پادشاهى او بود و به همين سال تاريخ گذاشتند .

تاريخ انطينس

پس از اين تاريخ ، تاريخ انطينس است كه يكى از پادشاهان روم بوده و اين تاريخ نيز به سالهاى رومى است و بطلميوس كواكب ثابته ( ستارگان ايستاده يا ستارگان بيابانى - كتاب تفهيم ) را در اولين سال سلطنت او تصحيح كرد و در كتاب مجسطى قرار داده و گفته است كه اين ستارگان در هر سال يك درجه حركت مىكنند .

تاريخ دقلطيانوس

سپس تاريخ دقلطيانوس است و او آخرين پادشاه بت‌پرست از ملوك روم است و چون سلطنت به او انتقال يافت در دودمان او بماند و پس از او قسطنطين نخستين پادشاهى است از ملوك روم كه مسيحى شد و ساليان اين تاريخ رومى است و ديده‌ايم كه اصحاب زيج‌ها اين تاريخ را به كار مىبندند و آنچه از مسائل و مواليد و قرانها نيازمند مىشوند به اين تاريخ يادآورى مىكنند .

تاريخ هجرى

سپس ، تاريخ هجرت پيغمبر ما محمد بن عبد اللّه ص است كه از مكه به مدينه هجرت فرمودند و اين تاريخ به سالهاى قمرى است كه آغاز آن به ديدار ماه بستگى دارد نه به حساب و همه‌ى مسلمانان به اين تاريخ عمل مىكنند و از اين جهت وقت هجرت را آغاز تاريخ دانستند و از مولد و مبعث و وفات پيغمبر ص چشم‌پوشى كردند كه بنابر روايت ميمون بن