تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار الباقيه ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
يكى آنست كه آفتاب از نقطه‌اى از فلك البروج كه حركت آغاز كرده به همان نقطه بازگردد و اين سال را سال شمسى نامند ؛ دوم آنست كه آفتاب سيصد و شصت مرتبه طلوع كند و اين را سال وسطى گويند زيرا كه از سال قمرى زياد است و از سال آفتاب كمتر است ؛ سوم آنست كه ماه از شرطان كه رأس الحمل است « 1 » حركت كند و پس از دوازده دوره بهمانجا بازگردد و سال قمرى نزد هنديان اين سال است و مقدار آن سيصد و بيست و هفت روز و هفت ساعت و دو سوم ساعت است به تقريب چهارم آنست كه دوازده مرتبه رؤيت هلال گردد و سال قمرى مستعمل همين است .
هامش
( 1 ) - شرطان نخستين منزل ماه است و اهل نجوم گويند كه دو شاخ حمل محسوب مىشود از اينجاست كه ابو العلا در قصيده‌اى كه ابو اسحق را جواب گفته ميگويد اگر بره آسمان بخواهد با شما مخالفت كند شرطان كه دو شاخ او هستند و بمنزله سلاح او خواهد از سرش افتاد . لوتردى لنطحكم حمل الشهب تردى عن راسه الشرطان و خاقانى گويد :ز چرخ اقبال بىادبار خواهى او ندارد هم * كه اقبال مه نو هست با ادبار شرطانشيعنى ماه وقتى به حالت بدر كه آن را اقبال و استقبال گويند خواهد رسيد كه به نخستين منزل خود پشت كرده باشد پس در جهان اقبال بىادبار نيست برخى از ادبا چون بدين معناى دقيق و لطيف برنخورده‌اند شرطان را سرطان خوانده‌اند كه چهارمين برج خورشيد باشد بديهى است كه سرطان هيچ ربطى به قمر ندارد و نيز اشراط استعمال شده و باز او مىگويد : و تبتسم الاشراط فجرا كانها ثلث حمامات سد كن بموقع اين بيت عطف بشعر پيشين است و مقصود آنست كه كيست آن راهرو در شب را به خنده‌ى اشراط كه همچون سه كبوتر ملازم و مجتمع در يك مكانند بشارت دهد . اما اينكه مولوى گفته :كبك جنگى را بياموزان تو صلح * بر خروسان مينما اشراط صبحمقصود او از اشراط علامات صبح است از قبيل اشراط الساعه كه علامت قيامت باشد و معنى لغوى را مولوى به كار بسته .
آثار الباقيه ( فارسى ) — صفحة 18 | أبو ريحان البيروني / اكبر دانا سرشت