و برخى از متطببين اعراب گفتهاند : شما مرا از هنگام پنهان گشتن ثريا تا طلوع آن ضمانت كنيد من براى شما ديگر ايام سال را ضامن ميشوم و از پيغمبر عليه السلام روايت شده كه چون ثريا طلوع كرد مرض از روى زمين مرتفع مىگردد و در روايت ديگر ناخوشى از هر بلده برداشته مىشود .
دبران - ستارهاى است سرخ و نورانى و از اين جهت آن را دبران گويند كه بر ثريا پشت كرده و او در چشم جنوبى ثور است « 1 » و نيز دبران را فنيق مىگويند و فنيق شتر نر خيلى بزرگ است زيرا اعراب كواكبى را كه در حول دبران است قلاص گفتهاند « 2 » و دبران را نيز تابع النجم و ثانى النجم گويند يعنى پيرو ثريا زيرا دبران پروين را در طلوع و غروب پيروى مىكند و دبران را نيز مخدج گفتهاند .
هقعه - سه ستاره ريز است كه خيلى بهم نزديكند و مثل اين مىماند كه آثار شست و سبابه و انگشت ميانى هستند اگر اين سر انگشت را باهم زمين بزنند و از اين جهت اعراب اين سه ستاره را هقعه گفتهاند كه به دايرهاى كه در پهلوى اسب است و نزد مفصل پاى ، آن مانند كردهاند و در لغت عرب گفته مىشود فرس مهقوع و برخى از تازيان هقعه را تحايى گويند و بطلميوس اين سه را يك كوكب سحابى دانسته و گفته هقعه آن ستاره سحابى است كه بر راس الجبار يعنى جوزاء جاى دارد .
هامش
( 1 ) - انورى مىگويد :گر ثور چو عقرب نشدى ناقص و بيچشم * بر قبضهء شمشير نهادى دبرانرايعنى اگر به ملاحظهء اين نبود كه ثور مانند عقرب بىچشم شود ممدوح او توانايى اين را داشت كه دبرانرا مانند نگينى بر قبضهء شمشير خود بنشاند و عقيده قدما اين بود كه كژدم چشم ندارد چنان كه در منطق اشارات آنجا كه از اقسام عدم ملكه بحث مىكند مىگويد گاهى عدم ملكه نسبت به شخص است و گاهى نسبت به نوع و گاهى نسبت بجنس و نسبت به نوع مثل اينكه نوع عقرب فاقد چشم است ولى امروز ثابت گشته كه كژدم چشم دارد .
( 2 ) - قلاص و قلوص يعنى شتران ماده .