مانند عيد دير الثعالب كه آخرين سبت در ايلول است مگر اينكه اول تشرين اول سال آينده روز يكشنبه باشد كه آنوقت بايد عيد را تا آن روز تأخير انداخت و از ايلول عيد خارج شود و در اين سال عيدى نخواهد بود و سال آينده دوبار عيد دارد يكى در آغاز سال يكى در آخر سال .
اعياد مشترك اين دو دسته مسيحى
اما عيدهايى را كه بايام مشترك ميان اين دو فرقه مقيد گرديده سه قسم است .
قسم اول آنهايى است كه به روزهء بزرگ موصول است يا به فطر آن .
قسم دوم آنهايى است كه به ميلاد موصول است .
قسم سوم آنهايى است كه به دنح وصل است .
اما آنهايى كه بروزهء بزرگ وصل است يا به اول آن و يا بآخرش وصل است مانند جمعه احادر كه دوازدهم از اول صوم باشد و مانند فاروقه يعنى نجات كه روز پنجشنبهء بيست و چهارم از اول صوم باشد و مانند ذكران مارقوس و او طفلى بود كه از نصرانيت برنگشت تا كشته شد كه اين عيد روز جمعه بيستم فطر است و مانند ذكران سورين و دوران ارمنى كه بدست شاپور ملك كشته شدند كه در روز بيست و نهم فطر است و صوم سليحين كه اول آن نزد نسطوريه پيوسته روز دوشنبه است پس از فطر كبير بهفت روز و دنبال بنطيقسطى است و ايام روزه چهل و شش روز است و فطر آن همواره روز جمعه است و ذكران مرعبدا كه شاگرد مرمارى بود و آن در روز پنجشنبه چهاردهم فطر سليحين است و اين فطر بفطر كبير موسوم است و مانند ذكران مرمارى كه روز پنجشنبه پانزدهم از فطر سليحين است و مانند روزه ايليا كه اول آن روز دوشنبه است پس از بيست و يك هفته از فطر كبير و ايام آن چهل و هشت روز است و فطر آن روز يكشنبه است و مانند روزه نينوى كه روز دوشنبه - ايست كه بيست و دو روز از اول روزه بزرگ جلوتر است و اين روزه بايد سه روز باشد و ميگويند كه چون خداوند عذاب را بر قوم يونس نازل ساخت سپس كشف كرد و ايمان آوردند اين سه روز را روزه گرفتند اما ليلهء ماشوش كه شب جمعه باشد و در آن اختلاف كردند برخى گفتند كه آن شب جمعه نوزدهم از روزه ايليا