شدت گرما بود و از اينجاست كه گفتهاند در اصل اريجهاس چوزان بوده و ترجمهاش اين است كه به زودى از لباس بيرون ميشوند يعنى هنگام آن ميرسد كه برهنه گردند ولى در زمان ما با وقت زراعت كنجد و ديگر چيزهايى كه با آن كاشته مىشود موافق شده از اينرو اين عيد را در موقع اين زراعت ميدانند .
چيرى - روز پانزدهم آن را اجغار گويند كه به معناى آتش افروختن و شعله است و در زمانهاى گذشته اين عيد اولين وقتى بود كه به آتش افروختن نيازمند ميشدند و هوا در پاييز متغير ميشد ولى اين عيد در زمان ما بميان تابستان رسيده و هفتاد روز از اجغار مىشمارند آنوقت گندم پاييزه ميكارند .
همداذ - در اين روز چيزى نگفتهاند .
اخشريورى - روز اول آن را فغبريه مينامند و گويند كه در اصل فغربه بوده يعنى بيرون آمدن شاه زيرا ملوك خوارزم در چنين وقتى براى اينكه گرما تمام شده بود و سرما روى كرده بود بجايگاه زمستانى ميرفتند و اتراك غز را از سرحدات خود بيرون مينمودند و اطراف كشور خويش را از وجود آنان پاك مىساختند ،
اومرى - روز اول آن از داكندخوار مىباشد و معنايش خوردن نان پيهآلود است و در اين روز از سرما در پناهگاهها مىرفتند و در كنار آتشهاى افروخته جمع ميشدند و نان چرب ميخوردند .
روز سيزدهم آن عيد چيرى روچ است و چنان كه ايرانيان مهرگان را بزرگ ميدارند ايشان اين روز را بزرك مىدانستند و روز بيست و يكم آن عيدى است كه رام روچ نام دارد .
ياناخن - در اين ماه چيزى ذكر نكردهاند .
ادو - همچنين در اين ماه چيزى ذكر نكردهاند .
ريمژد - روز پانزدهم آن نيمخب نام دارد و ميگويند كه در اصل مينچاخيب است و براى اينكه زياد در زبانها دور ميزد تصحيف شد و نيمخب گفته شد و معناى آن شب مينه است و مينه نام زنى است كه يكى از ملوك و بزرگان خوارزم بود و
آثار الباقيه ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٣٦٦