برزيگران مجالست مىكرد و در يك سفره با ايشان غذا مىخورد و مىگفت : من امروز مانند يكى از شما هستم و من با شما برادر هستم زيرا قوام دنيا بكارهايى است كه بدست شما مىشود و قوام عمارت آن هم بپادشاه است و نه پادشاه را از رعيت گريزى است و نه رعيت را از پادشاه و چون حقيقت امر چنين شد پس من كه پادشاه هستم با شما برزيگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهيم بود بخصوص كه دو برادر مهربان هوشنك و ويكرد چنين بودند .
گاهى اين روز را نود روز مىگويند و آن را عيد ميگيرند زيرا ميان آن و نوروز نود روز تمام است .
روز هشتم و پانزدهم و بيست و سوم اين ماه براى اينكه نامهاى آنها با نام ماه موافق شده اعياد است .
روز يازدهم روز خور است كه اولين گهنبار اول است و آخر آن روز پانزدهم است كه روز ديبمهر باشد و اين گهنبار مديوزرمگاه نام دارد و خداوند آسمان را در اين روز آفريد .
روز چهاردهم روز گوش است كه آن را سيرسور نيز مىنامند و در اين روز ايرانيان سير و شراب ميخورند و سبزيها را با گوشتهايى كه استعاذه از شيطان بر آن خواندهاند مىپزند و سبب اين است كه شياطين پس از قتل جمشيد چيره شدند و مردم براى دفع آزار آنان چنين كردند و چون از قتل جمشيد حزين گشتند سوگند ياد كردند كه به چربى نزديك نشوند و اين كار در ايشان سنت ماند و به خوردن طعام مذكور از مرضهايى كه منسوب به ارواح سوء است تداوى مىكنند .
روز پانزدهم اين ماه روز ديبمهر است كه آن را ديبگان گويند و از خمير يا از گل شخصى را بهيكل انسان مىسازند و در راهرو و دالان خانهها مىگذارند ولى اين كار از زمان قديم در خانه پادشاهان استعمال نمىشده و در زمان ما اين كار براى اينكه مانند كارهاى مشركان و اهل ضلال است متروك شده .
شب شانزدهم روز مهر است كه آن را درامزينان گويند و كاكثل نيز ناميده
آثار الباقيه ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٣٤٥