تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار الباقيه ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
به آمدن كسى كه دعاوى آنانرا تقويت كند و دينشان را نصرت دهد اشاره كردند و كمتر قومى يافت مىشود كه داراى رموزى نباشند و خود را با برگشت سلطنت و حكومت دلخوش نسازند چنان كه حمير با اين اشعار كه به سردر شهر ظفار مكتوب است چنين كرده‌اند .
لمن ملك ظفار ؟ * لحمير الاخيار لمن ملك ظفار ؟ * لحبشة الاشرار لمن ملك ظفار ؟ * لفارس الاحرار لمن ملك ظفار ؟ * لقريش التجار لمن ملك ظفار ؟ * لحمير البحار
. جمعى از دشمنان اسلام چون نتوانستند صريحا و آشكارا به مخالفت با اين دين برخيزند پيامبران را در ظاهر تصديق كرده ولى در باطن منكر شدند و زمانى كه به اصلاح دين مىكوشيدند در حقيقت ، پى افساد و تخريب آن بوده‌اند مانند احمد بن طيب سرخسى كه مشهورترين افراد زمان خويش در كفر و الحاد بود و كتابى در قران نحسين در برجى كه جاى نحسى آنانست نگاشت و آن برج سرطانست « 1 » و قران نحسين را در ساعت آخر پنجم روز يكشنبه سوم رمضان شش ماه پيش از اسلام دانست و با دلائلى مربوط به علم احكام نجوم بر مبتز « 2 » بودن زهره به دولت
هامش
( 1 ) - منجمان آنجا كه از احوال كواكب بحث مىكنند زحل و مريخ را نحس دانسته‌اند و زحل را نحس اكبر و مريخ را نحس اصغر خوانده‌اند و در آنجا كه از خانه و بال ستارگان گفتگو مىكنند جدى و دلو را خانه‌هاى زحل و حمل و عقرب را خانه‌هاى مريخ شمرده‌اند و سرطان را خانه ماه و اسد را خانه آفتاب دانسته‌اند و چون مقابل هر كوكبى خانه‌ى و بال آنست جدى و دلو و بال خانه‌هاى نيرين است و بر اين قياس سرطان كه خانه آفتابست براى زحل و مريخ جاى نحسى است . ( 2 ) - عين عبارت كتاب اين است : و استشهد بالدلائل الاحكاميه على ابتزازية الزهرة بالدولة المنقولة الى العرب » و اگر بخواهيم از نظر لغوى ابتزاز را معنى كنيم ترجمه چنين مىشود « با دلائل مربوط به علم احكام نجوم گواه آورد كه زهره بر دولت منقوله بر عرب چيره مىشود » ولى با آنكه متبنر خود جزء اصطلاحات علم احكام نجوم است آنچه در متن كتاب نوشته‌ام صحيحتر است اكنون براى دانستن اين اصطلاح بگفتهء بيرونى در كتاب تفهيم به قسمت
آثار الباقيه ( فارسى ) — صفحة 304 | أبو ريحان البيروني / اكبر دانا سرشت