بعضى از علماى عالم بانساب گمان كردهاند كه پادشاهان ايران از اولاد ابراهيم هم بودهاند و گفتهاند ويزك همان اسحاق است كه با كوزك دختر ايرج ازدواج كرده و منوچهر از اين زناشويى پديد آمد و به عقيده ايرانيان اين ويزك پسر زنى است كه نسبت او به پا كوزك ميرسد و او از زنانى بود كه از هم زاييده شدند بىآنكه مردى ديده باشند و اين مورخ به قول شاعر استناد كرده كه مىگويد :
ابو ناويزك و به اسامى * اذا افتخر المفاخر بالولاده
ابو ناويزك عبد رسول * له شرف الرسالة و الوساده
و من مثلى اذا خطرت قرومى * و بينى مثل واسطة القلاده ]
برخى گويند كه لهراسب يكى از پسران يعقوب بوده و به لهجه و لغت پارسى يعقوب فيتاوش پسر كورش است كه اسحاق باشد چنان كه گفتهاند اسماعيل همان كابرش بن فيقوار است و فيقوار ابراهيم است و نيز گفتهاند كه فريدون همان نوح عليه السلام است و بر كسى كه داراى كمترين معرفت به تواريخ و انساب باشد و در اخبار و آثار كمترين نظر كرده پوشيده نيست كه اين سخنان ژاژخايى و هرزهدرايى است و چون ميان عرب و عجم مفاخره درگرفت كه كدام بالاتر و والاترند و بيشتر تكيهگاه عرب به انتساب به ابراهيم بود كه در اسلام سبقت گرفته « 1 » اين بود كه ايرانيان نيز خواستند معارضه به مثل كنند با آنكه با توجه به كلام ايزدى كه فرموده
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
و نيز گفته ديگرش
فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ
و با توجه به گفتار پيغمبرش كه الناس من آدم و آدم من تراب و لا فضل لعربى على عجمى الا بالتقوى ، بىنياز از اين انتسابها بودهاند و فخر و مباهات در سبقت به محاسن اخلاقى و پيشى گرفتن از هم در انجام كار خوب و دنبال علم و حكمت رفتن و روح را با صور عاليه موجودات زينت دادن تحقق مىيابد و هركس چنين شد در اين
هامش
( 1 ) - بل كان حنيفا مسلما