برخى از مورخان ايران ميان دوره سلطنت اسكندر و اولين پادشاه اشكانى را بهم متصل نمودند و يك نقصان فاحشى دست مىدهد و برخى مىگويند كه اشكانيان پس از اسكندر به حكومت رسيدند و برخى ديگر از مورخان بدون شناسايى حقيقت ، اين اقوال را بهم مخلوط نموده و من آنچه را كه از گفته ايشان واقف شدهام براى خوانندگان حكايت مىكنم و باندازهى طاقت خود در اصلاح فاسد و ابطال باطل و تحقيق حق اجتهاد و كوشش مىنمايم و به جدولى كه اتصال آن به جداول در قسم اول اولى است آغاز مىنمايم و نام آن را جدول اول مىگذارم و آن جدول اين است .
نامهاى پادشاهان اشگانى
برحسب اتصال آن به اولين جدول / القاب ايشان / مدت سلطنت هريك / جمله سالها
اسكندر رومى / يد / 24
اشك بن اشكان / حوبنده ن - ب حوشده / يج / 27
اشك بن اشك بن اشگ / اشكان / كه / 52
شاپور بن اشك / زرين / ل / 82
بهرام بن شاپور / حورون / كا / 103
نرسى بن بهرام / كيسور / كه / 128
هرمز بن نرسى / سالار / م / 168
بهرام بن هرمز / روشن / كه / 193
فيروز بن بهرام / بلاد / يز / 210
ميان بردند از اينرو اطلاعى در ايران نماند و در شاهنامه جز بيست بيت راجع باشگانيان نيست و فردوسى مىگويد پس از اسكندر ملوك طوايف شد :
به گيتى بهر گوشهاى بر يكى * گرفته ز هر كشورى اندگى
از اين گونه بگذشت سالى دويست * تو گويى كه اندر جهان شاه نيست
قبلا نيز اعتذار از اين كوتاهى بيان مىخواهد :
چو كوتاه شد نام و هم بيخشان * نجويد جهانديده تاريخشان
از ايشان بجز نام نشنيدهام * نه در نامهى خسروان ديدهام