تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1542

مساهمون:

ص١٥٤٢
تدريس او حضور داشته‌ام و مهارت وى را در حسابگرى با سرانگشتان ، و كثرت فراست و استعدادش را دريافته‌ام و ستايشگر فضل و دانش او بوده‌ام . وى به هنگام محاسبه و حلّ معادلات لوحى به قطر بيست و پنج تا سى شست جلوش مىنهد ، و جعبه‌اى را كه پر از پاره‌هاى موم نرمى است كه به صورت ميله‌هاى كوچك و باريك درآمده در كنارش مىگذارد و هر زمان بخواهد فى المثل شكل كره يا تصوير ديگرى رسم كند ، پايه پرگار را روى لوح مىنهد و شاخه ديگر را با مداد مومى به سر انگشتان خود گرفته بدين وسيله شكل مورد نظرش را مىكشد ، و سپس اقطار و اوتار و نصف النهارات ، و آنچه را بخواهد به بهترين و درست‌ترين صورت ترسيم مىكند ، و اگر بر سر آن باشد كه طول و عرض بعضى اجرام سماوى را اندازه بگيرد كسى را براى خواندن كتابهاى مورد نظر به خدمت مىگيرد و به خواندن جداول و اعداد لازم وا - مىدارد ، و آنها را با مدادهاى مومى خود بر روى لوح درج مىكند ، و آنگاه با سر انگشتان خويش درجه‌ها ، دقيقه‌ها و ثانيه‌ها و ديگر محاسبات را درمىيابد ، و در آخر كار به خوانندهء كتاب دستور مىدهد از روى جدولها مقدار متوسط معادلات را تقرير كند ، و او با مداد مومى ، همانند بينايان آن معادلات را حل مىكند . هنر شگفت و باور نكردنى برادر كوچك‌تر اين است كه پس از يسودن هر چيز با سرانگشتان خويش با استادى و مهارت هرچه بيشتر از چوب مجسمهء انسان ، اسب ، پرندگان ، گل و ديگر چيزها و جانوران را مىسازد ، و من از چابكدستى و صنعتگريش سخت در عجب مانده‌ام . اين هنرمند شگفت‌آفرين گربه را بغايت دوست دارد ، و هميشه دور او عدهء زيادى از زيباترين گربه‌هاى ايران بل‌كه جهان ، جمعند . اين نيز گفتنى است كه در هيچ نقطهء روى زمين گربه‌هايى مانند گربه‌هاى اصفهان كه همه داراى موهاى دراز و نرم و لطيفند وجود ندارد . طرز زندگانى شاهزادگان نابيناى ايران چنين است كه اندكى از آن را آوردم . غالب اينان روزگار خود را با تفريحات سالم به سر مىبرند و رفتارشان با زن و فرزندانشان مانند رفتار افراد درشت خو وحشيانه نيست . جز آنچه گفتم دو چيز ديگر مىتوانم دربارهء ميرزا رضى بگويم . نخست اين كه دور چشمان او اثر زخمهاى التيام يافتهء بيشترى است زيرا هنگامى كه مىخواستند اين عمل وحشيانه را دربارهء وى انجام دهند سالمند بوده لا جرم مقاومت
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1542 | ژان شاردن / اقبال يغمايى