كاروانسرا قپّانى بر پا شده تا كشاورزان كه پنبه به شهر مىآورند به راحتى بتوانند كالاى خويش را وزن كنند .
متصل به مسجد ، سر در كاخ صدر اعظم محمد مهدى ، و كاخ برادرش شيخ الاسلام مىباشد ، و اين دو كاخ يك سردر دارد . مسافتى بالاتر مدرسهايست همنام مسجد صدر ( مسجد شيخ لطف الله فعلى ) اين دو را بانى واحدى همزمان ساخته است . بر سردر و بالاى برخى ايوانها و حجرههاى اين مدرسه كتيبههايى متضمن پند و اندرزهاى سودمند و گفتههاى بلند نقش شده كه برخى از آنها بدين مضمون است :
« سنگ بدخشان بر اثر تابش مداوم آفتاب به لعل مبدل مىشود . »
« چندان كه مىتوانى و فرصتدارى دانش بياموز از آنكه علم اگرچه ناقص باشد از جهل كامل برتر است . »
« در بركندن ريشههاى نهال بدى از زمين ضمير خود شتاب كن ، و درنگ روا مدار ، و اين كار را از تازه جوانى به پيرى مينداز . » « اگر بر اين باورى و مىگويى بدى چندان و چنان در دلت ريشه دوانده كه بركندنش اكنون سخت دشوار است ، پس از آنكه بر اثر گذشت زمان ريشهاش بيشتر و قوىتر شد چگونه برمىكنى ؟ »
كنار مدرسه گذرگاهى زير زمينى است كه به قلعه مىپيوندد . از اين گذرگاه كوچههايى منشعب مىشود كه همه تنگ و كوتاه و كثيفند ، و در آنها پنج يا شش كاروانسراست كه منزلگه زنان روسپى است . و خانههاى دور و بر نيز چنين است ، و برخى مردمان طبقه پست بدين خانهها و كاروانسراها رفت و آمد مىكنند .
پس از آن بازار كفشگران است كه نعلين يا كفشهاى بدون پاشنه مىسازند .
در ايران كفشهاى زنان و مردان تقريبا يكسان است و تفاوت زياد با هم ندارد . در انتهاى بازار كفشگران مدخل يك گرمابه و يك كاروانسرا است . چون معمولا هيچگونه بنايى ميان دكانهاى بازارها را فاصله نمىاندازد اين دو ساختمان در عقب ساخته شدهاند . از آن پس دالانى است كه در آن دستفروشان به كار و كسب اشتغال دارند ، و به دنبال آن سردرى است كه به سه كاروانسرا راه دارد . نام اين هر سه ، كاروانسراى على قلى خان است ، و هنديانى كه همه دارا و توانگرند ، در اين سه كاروانسرا به كار صرافى مشغولند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1442
مساهمون: ژان شاردن
ص١٤٤٢