تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
بناها داراى بسيار عمارتهاى رفيع و باشكوه مىباشد و رويهم رفته شهر خوبى است . اما هوايش در تابستان بسيار گرم و موجب ناراحتى ساكنانش مىشود . در اين فصل آب رودخانهء قم به سبب نقصان نزولات سخت كاهش مىيابد و به صورت جويى درمىآيد ، اما در آغاز بهار كه برف كوههاى مجاور شروع به ذوب شدن مىكند نه تنها بستر رودخانه لبريز مىگردد بلكه گاهى طغيان مىكند مانند رود سن پهناور مىشود و داخل شهر مىگردد . اسم ديگر اين رود جوبادگان
) Joubadgan (
است . طول جغرافيايى قم هشتاد و پنج درجه و چهل و هشت دقيقه و عرضش سى و چهار درجه و سى دقيقه مىباشد ؛ اما چنان كه پيش از اين اشاره كردم تابستانهايش چنان گرم مىشود كه در هيچ نقطهء ايران حرارت خورشيد بدان سوزندگى نيست . در اين شهر همه گونه موادّ خوراكى و ميوه به فراوانى و ارزانى يافته مىشود ، مخصوصا پسته‌اش در نهايت امتياز است ، و مردمانش بسيار باادب و اجتماعى مىباشند . گروه زيادى از محققان بر اين باورند كه قم همان شهريست كه بطلميوس از آن به نام گونا
) Gauna (
يا گوريانا
) Guriana (
نام برده است ؛ و مترجم وى اظهار نظر كرده كه مقصود مؤلف كوآما
) Choama (
بوده است ؛ و بعضى ديگر برآنند كه اين شهر آرباكت
) Arbacte (
يا هكاتم‌پيل
) Hecatompgle (
بوده است . گروهى از محققان ايران گفته‌اند قم شهرى است باستانى و آن را تهمورث در طالع جوزا بنا كرده است . محيطش دوازده هزار ذراع بوده و از نظر عظمت و شكوه با بابل پهلو مىزده است ؛ و اين نادرست نمىنمايد زيرا در حال حاضر پيرامون آن بسيارى از خرابه‌هاى بناهاى قديم هنوز بجاست . با وجود اين آسان باور نمىتوان كرد كه قدمت آن به زمان تهمورث برسد . بعضى از مصنفان ايران نوشته‌اند كه قم در نخستين سدهء هجرى بنا شده ، اما تصريح كرده‌اند كه در زمان زندگى حضرت رسول هفت آبادى كوچك نزديك به هم وجود داشته و عبد الله زيدان كه با سپاهى گران به آن‌جا آمده با بناى ساختمانهاى بزرگ و وسيع اين هفت آبادى را به هم پيوسته و دورش را بارويى عظيم برآورده است ؛ و پس از مدتى از آن هفت آبادى شهرى پديد آورده كه در عظمت و آبادانى با قسطنطنيّه برابرى مىكرده است . ساليانى چند پس از آن موسى پسر عبد الله از بصره وارد قم شد و معتقدات شيعيان اماميه را در آن‌جا منتشر كرد . مردمان قم از همان روزگاران به معتقدات مذهبى خود مؤمن و وفادار بوده‌اند ،
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 532 | ژان شاردن / اقبال يغمايى