ايرانيان اين ايالت پهناور را به سه قسمت تقسيم مىكنند به اين شرح : شيروان و شماخى و آذربايجان . استرابن در كتاب يازدهم خود اين سرزمين را فقط به دو قسمت كوچك و بزرگ تقسيم كرده است . بطلميوس و ديگر جغرافىدانان بزرگ و مشهور به طور كلّى دربارهء اين سرزمين تقسيماتى قائل نشدهاند .
روز چهاردهم در مسيرى كه تپّه و پشتهء بسيار داشت پنج فرسنگ پيش رفتيم . راهى كه در اين روز پيموديم دنبالهء راه روزهاى پيش در جهت شمال غرب بود . در طرف چپ از دشت وسيعى گذشتيم كه ميدان جنگ ايرانيان و عثمانيان بوده است . مردم محل به ما تودههاى عظيمى سنگ نشان دادند و گفتند در همين محل سلطان سليم پادشاه عثمانى پسر شاه سليمان كبير با شاه اسماعيل پادشاه صفوى جنگيده است .
راهپيمائى آن روز ما در آلاكو
) Alacou (
پايان يافت . ايرانيان مىگويند اين شهر را كه بر اثر جنگهاى ايران و عثمانى ويران شده هلاكو - پادشاه تاتارها كه قسمت بزرگى از قارهء آسيا را زير فرمان خود درآورد بنا كرد .
روز پانزدهم گرچه راه هموارتر و صافتر از راه روز پيش بود ، بيشتر پيش نرفتيم ، و در مرند فرود آمديم . مرند شهرى زيبا و خوشمنظر و خوبست و قريب دو هزار و پانصد خانه دارد ، و در داخل و بيرون آن باغهاى بزرگ و دلگشا بسيار است .
اين شهر در آخر جلگهاى كه به كوهى كوچك منتهى مىشود واقع است . شهرى است حاصلخيز و زيبا و رودخانهاى به نام زلولو
) Zelou Lou (
از ميان آن مىگذرد ، و مردم آب اين رودخانه را به جويهاى كوچكى تقسيم كردهاند ، و از آنها براى آبيارى باغها و بوستانها و كشتزارهاى خود استفاده مىكنند . مرند از نخجوان آبادتر ، خوشمنظرتر و پرجمعيّتتر است و ميوههايش از نظر فراوانى و لطافت و مزه از ميوهء همه شهرهاى سرزمين ماد بهتر است .
قرمزدانه يكى از فرآوردههاى مرند است كه به مقدار كم از صحراى اطراف شهر به دست مىآيد . قرمزدانه را فقط در هشت روز برج اسد جمعآورى مىكنند . پيش از اين مدت محصول به سبب عدم بلوغ كرم مولّد آن نارس مىباشد . كرمها در موعد معيّن برگهايى را كه روى آنها رشد و نمو كردهاند مىشكافند و از ميان مىروند . ايرانيان به قرمزدانه كرميس
) Quermis (
مىگويند . اين كلمه از كرم گرفته شده و چون اين ماده از كرم در وجود مىآيد آن را بدين نام مىخوانند .