« و كسى كه بر خدا توكّل كند پس خدا او را بس است » « 1 » حضرت فرمود :
توكّل نمودن بر خدا داراى درجاتى است يكى از آنها اين است كه در تمامى كارهايت بر خداوند توكّل كنى پس هر چه خداوند با تو كند از او خوشنودى زيرا مىدانى كه او در رساندن خير و فضل بر تو كوتاهى نمىكند و مىدانى كه حكم در تمامى امور از آن اوست پس با سپردن تمامى كارهايت به خداوند بر او توكّل كن و در همهء امور به او اعتماد كن .
101 - امام صادق عليه السّلام فرمود : كسى كه سه چيز به او داده شده از سه چيز بىبهره نمانده است : كسى كه به او دعا عطا شده اجابت هم به او عطا گرديده و كسى كه به او شكر داده شده زيادت هم به او بخشيده شده و كسى كه توكل به او عطا گرديده كفايت هم به او عطا شده . سپس فرمود : آيا كتاب خداى عزّ و جلّ را تلاوت كردهاى ؟ « و كسى كه بر خدا توكّل كند پس خداوند او را بس است » « 2 » [ اشاره به فقرهء سوم ] و « اگر شكر كنيد بر شما زيادتى مىبخشيم » « 3 » [ اشاره به فقرهء دوم ] و « مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم » « 4 » [ اشاره به فقرهء اوّل ] .
12 - باب عدم جواز اميد و آرزو داشتن به غير خدا
102 - از امام صادق عليه السّلام روايت است كه حضرت در برخى از كتابها چنين خوانده است كه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : سوگند به عزّت و جلالم و بزرگوارىام و بلندى من بر عرشم كه آرزوى هر كه را كه چشم آرزويش به مردم است با نوميد نمودنش قطع مىكنم و در نزد مردمان جامهء ذلّت بر او مىپوشانم و او را از نزديكى خودم به كنار مىزنم و از فضل خود او را دور مىكنم . آيا در سختىها چشم آرزويش به غير من دوخته مىشود در حالى كه سختىها به دست من است و آيا به غير من اميد دارد و با فكر خود در غير مرا مىكوبد در حالى كه كليد درهاى بسته به دست من است و درگاه من به روى هر كه مرا بخواند باز است ؟
پس كيست كه در حادثهاى چشم آرزويش به من دوخته بوده و من او را از آرزويش جدا كردهام ؟ و كيست آنكه در بلاى سختى به من اميد بسته و من اميدش را از خودم بريدهام ؟ من آرزوهاى بندگانم را در نزد خود نگه داشتهام و آنان به نگهدارى من راضى نيستند و آسمانهايم را از فرشتگانى كه از تسبيح من خسته نمىشوند پر كردهام و به آنان امر كردهام كه درهاى بين من و بندگانم را نبندند با اين وجود بندگانم به گفتار من اعتماد نمىكنند .
هامش
( 1 ) - طلاق / 3 .
( 2 ) - طلاق / 3 .
( 3 ) - ابراهيم / 7 .
( 4 ) - غافر / 60 .