جان داد - راوى گويد : - پس از آن ما بر امام صادق عليه السّلام وارد شديم و على بن سرىّ اين قضيه را به حضرت عرضه داشت . حضرت فرمود : آن پير مرد مردى از اهل بهشت است . على بن سرىّ عرض كرد : او كه چيزى از ولايت شما را جز همان ساعت مردنش در نيافته بود [ چگونه او از اهل بهشت است ؟ ] حضرت فرمود : شما از او چه مىخواهيد ؟ به خدا سوگند كه او وارد بهشت شد .
842 - امام صادق عليه السّلام فرمود : زمانى كه خداوند به ابليس آن قدرت را ( قدرت اغواگرى و فريب مردم را ) بخشيد حضرت آدم عليه السّلام عرض كرد : اى پروردگار من ! ابليس را بر فرزندان من مسلّط نمودى و همانند خون كه در رگها جريان دارد او را با آنان همراه ساختى و به او آن نيروى آنچنانى را بخشيدى پس براى من و فرزندانم چه گذاردهاى ؟ خداوند فرمود : براى تو و فرزندانت مقرّر ساختهام كه يك گناهتان يك عقوبت داشته باشد ولى يك نيكى شما ده برابر پاداش داده شود . عرض كرد : اى پروردگار ! مرا بيش از اين ده . فرمود : [ باب ] توبه را براى شما تا زمانى كه جان به گلويتان برسد گسترانده و گشودهام . عرض كرد : اى پروردگار ! مرا بيش از اين ده . فرمود : مىبخشم و مرا باكى نيست . عرض كرد : مرا بس است .
843 - امام محمد باقر عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است : كسى كه يك سال پيش از مردنش توبه كند خداوند توبهاش را مىپذيرد ، سپس فرمود : همانا يك سال زياد است ، كسى كه يك ماه به مرگش مانده توبه كند توبهاش را مىپذيرد ، سپس فرمود : يك ماه هم زياد است ، كسى كه يك روز پيش از مرگش توبه كند خداوند توبهاش را مىپذيرد ، سپس فرمود : يك روز هم زياد است ، كسى كه ساعتى پيش از مرگ توبه كند توبهاش پذيرفته مىگردد ، سپس فرمود : يك ساعت هم زياد است ، كسى كه توبه كند در حالى كه جانش به اينجا رسيده باشد - و با دست مباركش به گلويش اشاره فرمود : خداوند توبهاش را مىپذيرد .
844 - از امام صادق عليه السّلام در بارهء گفتار خداى عزّ و جلّ كه مىفرمايد : « براى آن كسانى كه گناهان را مرتكب مىشوند تا آنجا كه هنگامى كه مرگ يكى از آنان فرا مىرسد مىگويد : اكنون توبه نمودم ، توبهاى در كار نيست ( توبه آنان پذيرفته نيست ) » « 1 » پرسيده شد . حضرت فرمود : اين پذيرفته نشدن توبه مربوط به آن هنگامى است كه شخص امر آخرت را به چشم خود مىبيند .
845 - امام باقر عليه السّلام در حديثى فرمود :
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مردى از يهود را كه در حال جان كندن و احتضار بود به سوى اقرار به شهادتين ( وحدانيت خدا و رسالت پيامبر ) فرا خواند او نيز اقرار نمود و از دنيا رفت پس رسول خدا ص اصحابهاش را دستور داد كه او را غسل داده و كفن كنند سپس خود بر او نماز خوانده و فرمود : حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه
هامش
( 1 ) - نساء / 22 .