تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد النفس ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
811 - از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است كه كسى در حضور ايشان گفت : استغفر اللَّه . حضرت فرمود : مادرت به عزايت بنشيند آيا مىدانى استغفار چيست ؟ استغفار مرتبهء برتران است و آن اسمى است كه بر شش معنا ثابت گرديده است : اوّل : پشيمانى بر آنچه كه گذشته است و دوم : عزم و قصد جزمى نمودن بر اينكه هرگز به سوى گناه باز نگردد و سوم : اينكه حقوق مردم را [ كه در اثر گناه تو ضايع گرديده است ] به آنان بازگردانى تا اينكه خداوند عزّ و جلّ را [ با رويى ] تابناك ديدار كنى و بر گردن تو گناهى نباشد و چهارم : اينكه به سوى هر امر واجبى كه بر گردن تو بوده و آن را ضايع ساخته‌اى مصمّم شوى و حقّ آن را به جا آورى و پنجم : اينكه تصميم جدّى بگيرى كه آن گوشتى را كه بر اساس حرام بر بدن تو روييده است با حزن و اندوه بگدازى تا آنجا كه پوست به استخوان بچسبد و بين آن دو ، گوشتى جديد برويد و ششم : اينكه بر بدن خود سختى طاعت و بندگى را بچشانى همان گونه كه شيرينى معصيت را به او چشانده بودى ، پس در اين هنگام است كه مىتوانى بگويى : استغفر اللَّه ( مرتبهء برتر استغفار پس از طى اين مراحل است ) . 812 - كميل بن زياد گويد به امير المؤمنين عليه السّلام عرض كردم : بنده مرتكب گناه مىشود پس استغفار نموده و از خداوند طلب بخشايش مىكند . حضرت فرمود : اى ابن زياد ! آيا مراد تو ، توبه است ؟ عرض كردم : آيا همين استغفار توبه نيست ؟ حضرت فرمود : خير ، عرض كردم : چگونه ؟ فرمود : همانا بنده هر گاه مرتكب گناهى شود با تحريك بگويد : استغفر اللَّه . عرض كردم : تحريك چيست ؟ فرمود : يعنى دو لب و زبان حقيقتا ارادهء پيروى از استغفار را داشته باشند . عرض كردم : حقيقتا يعنى چه ؟ فرمود : يعنى قلب استغفار را تصديق كند و در نهان خود باز نگشتن به آن گناهى را كه از آن استغفار نموده است را داشته باشد . عرض كردم : آيا اگر من چنين كه فرموديد كنم از مستغفرين خواهم بود ؟ فرمود : خير ، زيرا هنوز به اصل و ريشهء استغفار نرسيده‌اى . عرض كردم : اصل استغفار چيست ؟ فرمود : يكى مراجعه كردن به سوى توبه نمودن از گناهى كه از آن استغفار نموده‌اى و اين اوّلين درجه و رتبهء « عبادت‌كنندگان » است ، و ديگرى ترك نمودن گناه ، و استغفار اسمى است كه براى شش معنا ثابت گرديده است - سپس حضرت حديث گذشته را فرمود .