در حالى كه اين كس ديروز نطفهاى بود سپس فردا مردارى [ گنديده ] خواهد شد .
709 - امام صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است : آفت شرافت و بزرگى ، به خودنازيدن و خود بزرگ بينى است .
710 - رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : آفت گوهر مرد ، مباهات و به خود نازيدن است .
711 - مردى به خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ! من فلان بن فلان . . . هستم و تا هفت پشت خود را شمرد . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : آگاه باش كه تو دهمين آنها هستى كه در آتش خواهى بود .
712 - امام باقر عليه السّلام فرمود : در شگفتم از كسى كه متكبّر و فخر فروش است و [ آيا نمىداند كه ] از نطفهاى آفريده شده سپس مردارى مىشود و او در بين دو حالت نمىداند كه چه بر سرش مىآيد .
713 - امام صادق عليه السّلام از پدران بزرگوارش روايت فرمود كه : در وصيّت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به على عليه السّلام آمده است : اى على ! آفت بزرگى مرد ، فخرفروشى است . اى على ! راستى كه خداوند به وسيلهء اسلام تكبّر جاهليّت و مباهات نمودن به پدرانشان را از بين برد ، به هوش باشيد كه مردم از حضرت آدماند و آدم از خاك آفريده شده و گرامىترين مردم در نزد خدا پرهيزكارترين آنان است .
714 - امام باقر عليه السّلام فرمود : سه چيز است كه از كارهاى زمان جاهليّت است :
نازيدن به نسبها [ ى پدران ] و طعنه زدن به نژادها و طلب باران نمودن از ستارگان ( نسبت دادن باران به ستارگان ) « 1 » 715 - از امام صادق عليه السّلام روايت است كه فرمود : دو مرد در نزد امير المؤمنين عليه السّلام به يك ديگر فخرفروشى مىكردند ، حضرت فرمود : آيا به جسدهاى پوسيده و و روحهايى كه در آتش دوزخاند فخر مىكنيد ، اگر عقلى دارى مروّتى دارى و اگر داراى تقوا هستى كرم و بزرگوارى دارى و گر نه پس الاغ از تو بهتر است و تو از هيچ كس بهتر نيستى .
716 - از امير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه فرمود : هر كس چيزى را براى مباهات و نازيدن قرار دهد خداوند او را در روز قيامت رو سياه محشور خواهد كرد .
717 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : فرزند آدم كجا و فخر كردن كجا ؟ آغازش نطفهاى است و سرانجامش مردارى خواهد بود و روزىاش به دست خودش نيست و مرگش را از خود نمىتواند دفع كند .
هامش
( 1 ) - در زمان جاهليّت ، اعراب را اعتقاد بر اين بود كه آمدن باران يا بادها زمانى است كه يكى از بيست و هشت ستارهء مشخص ( كه هر يك به نامى نامگذارى شده بود ) در مغرب فرود آيد و ستارهاى ديگر از آنها طلوع كند مثلا بارانى را به ثريّا نسبت مىدادند و مىگفتند : مطرنا بنوء الثّريّا .