خداوند را تسبيح و تقديس مىكرد ، چهاردههزار سال پيش از آنكه حضرت آدم را بيافريند . هنگامى كه آدم را آفريد ، آن نور را در صلب او قرار داد . ما پيوسته به يك حالت قرار داشتيم تا اين كه در صلب حضرت عبدالمطّلب از يكديگر جدا شديم : بخشى از آن من و جزء ديگر علىّبنابىطالب شد . » « 1 »
شرح حال او
اسنوى شافعى در شرح حال او گويد : شرفالدّين محمودبن محمّدبن محمود قرشى طائى معروف به درگزينى ، وى دانشمندى پارسا بود و بسيار عبادت مىكرد . در پيروى از سنّت سرسخت بود و كراماتى داشت . عامّه و خاصّه نسبت به او اتّفاق نظر دارند ( مورد قبول عامّه و خاصّه است ) از پادشاهان و علما و دانشمندان گرفته تا زيردستان آنها . قدّى بس دراز ، صدايى رسا ، چهرهاى خوش و اخلاقى نيكو داشت .
سخاوتمند بود و از خانواده علم و دين ، فرزندانى دانشمند و صالح داشت . كتابى در يك جلد دربارهى حديث نوشته بود ، به نام « نزل السائرين » و كتابى ديگر در دو جلد به نام « شرح منازل السائرين » نگاشت . روز جمعه يازدهم شعبان سال هفتصد و چهل و سه از دنيا رفت . او در « دَرْگزين » - با « دال » بىنقطه مفتوحه و بعد « را » ساكنه و سپس « كاف » مكسوره و بعد « را » نقطهدار و بعدش « ياء و نون » ، كه يكى از شهرهاى اطراف همدان و در فاصلهى دوازدهفرسخى آن شهر قرار گرفته است - دفن شد . « 2 »
24 - روايت جمالالدّين مدنى زرندى
اين حديث را از ابنعبّاس از حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است .
زرندى گويد : ابنعبّاس از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود :
« من و على نورى بوديم در پيشگاه خداوند عزّوجلّ ، چهارده هزار سال پيش از آنكه آدم را بيافريند . هنگامى كه آدم را آفريد ، آن نور را در صلب او قرار داد . و پيوسته آن را از صلبى به صلب ديگر منتقل مىساخت ، تا اينكه در صلب
هامش
( 1 ) . بحرالمناقب مخطوط .
( 2 ) . طبقات الشّافعيّه 1 : 555 .