ذهبى در شرح حال او همچنين گويد : ابوالربيع كلاعى سليمانبن موسىبن سالم بلنسى ، حافظ كبير ، داراى تصانيف ، بازماندهى حديث شناسان برجستهى اندلس . . . . ابار گويد : وى نسبت به حديث بصير ، حافظ ، انديشمند و آشناى به جرح و تعديل بود .
مواليد و وفيات را به ياد داشت . در اين رشته از تمام همدورههاى خود - بخصوص افراد بعد از خود - پيشتر بود . « 1 »
2 - يافعى : « حافظ ابوالربيع كلاعى سليمانبن موسى بلنسى داراى تصانيف و بازمانده حديث شناسان برجسته » . آنگاه گفتار ابار كه قبلًا گذشت دربارهى وى مىآورد . « 2 »
3 - سيوطى : « ابوالرّبيع امام حافظ برجسته محدّث و بليغ در اندلس . . . » « 3 »
4 - شامى صاحب سيره : « . . . . ابوالرّبيع ، ثقّه ، ثَبَت ، سليمان بنسالم كلاعى . . . . » « 4 »
5 - مقرى : « حافظ حديث و در نقد و بررسى مبرّز ، با معرفت تمام نسبت به اسناد و راههاى حديث و نسبت به احكام ، ضابط بود و رجالش را ذاكر و يادآور بود . . . . » « 5 »
20 - روايت گنجى
وى اين حديث را در بابى كه به آن اختصاص داده ، روايت كرده و چنين گويد :
باب هشتاد و هفتم : در اين كه على از نور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آفريده شده است : خبر داد به ما ابراهيمبن بركات خشوعى در مسجد ربوة در غوطه دمشق ، از حافظ علىّ بنحسن ، از ابوالقاسم هبةاللَّه ، از حافظ ابوبكر خطيب ، از علىّبن محمّدبن عبداللَّه معدّل ، از ابوعلى حسينبن صفوان ، از محمّدبن سهل عطّار ، از ابوذكوان ، از حرببن بيان ( نابينا ، اهل قيساريه ) ، از احمدبن عمرو ، از احمدبن عبداللَّه ، از عبداللَّه بنعمرو ، از عبدالكريم جزرى ، از عكرمة ، از ابنعبّاس ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود :
هامش
( 1 ) . العبر ، حوادث سال 634 .
( 2 ) . مرآة الجنان ، حوادث سال 634 .
( 3 ) . طبقات الحفاظ : 497 .
( 4 ) . سبلالهدى و الوشاد به مقدمة كتاب .
( 5 ) . نفح الطيب ، در ذكر حادثه اينجة 2 : 586 .