تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
مخصوصاً قاضى عراق كه بيشتر استهزا مىكرد . از جمله سخنانى كه به حالت استهزا گفت ، اين بود كه به قاضى گفت : پس بنابراين بر ما واجب كن كه هر روز جمعه ، بعد از نماز بخشى از اين مناقب را در مسجد جامع بخوانيم . قاضى نعمة اللَّه بن‌عطّار به آن‌ها گفت : شما شايستگى اين كار را نداريد . شما در محضر خطيب گفته‌ايد كه على حتّى يك سوره از كتاب خدا را حفظ نداشته است ، در حالى كه كتاب مناقب مىرساند كه هيچ يك از صحابه‌ى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در قرائت ( علوم قرآنى ) به رتبه‌ى على نمىرسد . لذا شما شايسته‌ى اين كار نيستيد . سر و صدا و استهزا بيشتر شد . قاضى نعمةاللَّه بن‌عطّار سخت ناخوشنود شده و در مقابل جماعتى كه آن‌جا ايستاده بودند فرياد برآورد : خداوندا اگر خاندان پيامبرت در نزد تو مقام و منزلتى دارند ، خانه‌ى اين شخص را ويران كن و در عذاب و كيفر او شتاب فرما . در همان شب در حالى كه در خانه‌اش خوابيده بود ، خانه‌اش فرو رفت و او به همراه پل‌ها و بندهايى كه بر روى دجله بسته شده بود ، با همه‌ى اموال و اثاثيه‌اش غرق شد . اين منقبت از جمله مناقب و كراماتى بود كه در آن روز از خاندان پيامبر مشاهده شد . در همان ايّام ، علىّبن‌محمّد شرفيه در اين‌باره اين اشعار را سرود :
يا أيّها العدل الذى هو عن طريق الحق عادل * متجنّباً سبل الهدى و إلى سبيل الغَىّ مائل
- اى ( قاضى ) عادلى كه از راه حقيقت عدول كردى و از راه‌هاى هدايت دورى گزيده و به كژى و گمراهى تمايل دارى .
ابمثل اهل البيت يا مغرور ويحك أنت هازل ؟ * دع عنك اسباب الخلاعة و استمع منّى الدّلائل
- واى بر تو ! آيا به‌مانند خاندان پيامبر اى فريب‌خورده استهزا مىنمايى ؟ ابزار و وسايل فريب را رها كن و دلايل و براهين را از من بشنو .
بالامس حين جحدت من افضالهم بعض الفضائل * و جريت في سنن السخر و لست تسمع عَذّل عاذل
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى) — صفحة 58 | افتخار زاده / السيد مير حامد حسين الهندي