2 - ذهبى : « عبداللَّه بناحمدبن محمّدبن حنبل ، امام حافظ حجّت ، ابوعبداللَّه ، محدّث عراق و فرزند امامالعلما . . . » « 1 »
نيز گويد : « حافظ ابوعبد الرّحمان . . . . امامى خبير به حديث و علل آن بود و در آن علم ، پيشوا و مقدّم بود و پيشتر از همهى مردم از پدرش روايت كرده است . » « 2 »
3 - ابنحجر : . . . عباس دورى گويد : از احمد شنيدم كه مىگفت : عبداللَّه دانشى بسيار فرا گرفته است . خطيمى گويد : ابوزرعه از احمد نقل كرده كه گفت : فرزندم عبداللَّه حديث بسيارى از دانشمندان حديث ، حفظ كرده است و پيوسته از اسماعيل بنعلى بيش از آنچه كه من حفظ دارم او حفظ دارد . ابوعلى صواف گويد : عبداللَّهبن احمدبن حنبل گفته است : هر آنچه را كه من مىگويم پدرم گفته است و من آن را از او ، دو يا سه بار شنيدهام . ابنابىحاتم گويد : وى مسائل پدرش و علل حديث را برايم نوشت .
ابوالحسين ابنمنادى گويد : در دنيا هيچ كس از احمدبن حنبل بيشتر از پسرش عبداللَّه روايت نكرده است ؛ زيرا او سىهزار حديث مسند و تفسير را از پدرش شنيده بود . . . و گويد : ما هميشه بزرگان شيوخ خود را مىديديم كه گواهى مىدادند كه او به رجال و علل حديث و اسما و كنيهها آگاهى و معرفت دارد و هميشه در جستوجوى حديث است ، تا جايى كه برخى از مشايخ و بزرگان در ستايش و تمجيد از او زيادهروى مىكنند و مىگويند او از پدرش آشناتر است و بيش از او استماع حديث كرده است .
سنايى گويد : عبداللَّهبناحمد ثقه است . سلمى گويد : از دارقطنى دربارهى عبداللَّهبناحمد و حنبلبن اسحاق پرسيدم . گفت : هر دو نغز و شريفند . ابوبكر خلال گويد : عبداللَّه مردى درستكار ، راستگو ، مودّب و با حيا بود . . . « 3 »
4 - يافعى گويد : « . . . . حافظ ابوعبد الرّحمان عبداللَّه بناحمد بنحنبل شيبانى ، امام و پيشواى آشنا و آگاه به حديث و علل آن و پيشگام در آن بود . « 4 »
هامش
( 1 ) . تذكرةالحفاظ 2 : 665 .
( 2 ) . العبر ، حوادث سال 290 .
( 3 ) . تهذيب التّهذيب 5 : 141 .
( 4 ) . مرآةالجنان حوادث سال : 290 .