جاى رأى و نظريّهپردازى شخصى نيست ، چرا كه امر و نهى دين از سوى خداوند است .
على عليه السلام گفت : اى رسول خدا ! اگر مطلبى براى ما پيش آمد كه در قرآن چيزى دربارهى آن نازل نشده و سنّتى از شما وارد نشده بود ، چه كنيم و تكليف ما در آن جا چيست ؟ !
فرمود : آن را در معرض شورى و مشورت بين عبادتكنندگان از مؤمنان قرار دهيد و به رأى خاصّ و مخصوصى حكم نكنيد . اگر من بخواهم كسى را جانشين خود قرار دهم ، هيچكس را از تو شايستهتر نمىدانم ، به خاطر سابقهات در اسلام و خويشاوندىات به رسول خدا و داماد بودنت و اينكه فاطمه زهرا بزرگ بانوى جهانيان نزد تو است و پيش از آن آزمايش و بلا ابوطالب بود و قرآن نازل شد و من حريص بر آن بودم كه در اين مورد ، خداوند خواستهى مرا رعايت كند . « 1 »
نويسنده گويد : روشن شد كه هيچكسى به خلافت ، از علىبنابىطالب شايستهتر نيست . زيرا فقط او بود كه اين ويژگىها را داشت كه از جمله ويژگىها ، خويشاوندى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود .
پس قرابت از امورى است كه مستلزم امامت و خلافت است . بنابراين بطلان آنچه را كه متعصّبين اهل سنّت در انكار اين مطلب گفتهاند ، واضح است .
9 - پيامبر و جانشين او ، مىبايست از يك نسل و تبار باشند
شاه ولىاللَّه پدر دهلوى گويد : خداوند متعال فرمود :
« قال ربّ اشرح لي صدري و يسّرلى امرى ، و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولي و اجعل لي وزيراً من اهلي ، هارون اخي أشدد به ازرى و اشركه في أمرى كى نسبِّحك كثيراً و نذكرك كثيراً انّك كنت بنا بصيراً » « 2 »
دهلوى در تفسير آيات گويد : پيامبر از خداوند متعال درخواست كرد كه او نيازمند وجود كسى است كه او را در امر رسالت كمك كند ، از او در اينجا به « وزير »
هامش
( 1 ) . الدر المنثور 7 : 407 .
( 2 ) . طه ( 20 ) : 25 تا 35 .