بندگان خود مىنهد ، حكمتش اقتضا مىكند كه او را از سرمايه ارشاد و هدايت خالى نگذارد ، چون مىداند كه علوم كسبى ، فقط شناختى ادراكى را به دست مىدهد و از مصالح كلّى باز مىدارد . آيهى قرآن به همين مطلب اشاره دارد كه مىفرمايد :
« كذلك لنثبّت به فؤادك » « 1 » و « لولا ان ثبّتناك لقد كدت . . . » « 2 »
تثقيف به هنگام لغزش يعنى اينكه هيچ پادشاهى مأمورى را براى جلب نظر رعيّت به فرمانبردارى از خودش نمىفرستند ، مگر اين كه وقتى او را در حال ابلاغ ، متمايل به نظر مردم مىبيند ، با مشاهده كمترين انحراف و لغزش از او به شديدترين وجه او را از آن حالت باز مىدارد تا موقعيّت او را حفظ كند و پايدار و استوارش نگه دارد .
چون به خوبى مىداند كه اگر او را از اشتباهات و لغزشهايش آگاه نكند ، ممكن است به آنها خو گيرد و به گمراهى بيفتد . خداوند متعال كه نسبت به بندگانش لطف و محبّت دارد و اولياء و دوستانش را يارى و پشتيبانى مىكند ، نسبت به فرستاده و برگزيدهى خود كه بار سنگين نبوّت را بر دوش او نهاده از آگاهى و هشدار دريغ نمىورزد . خطاب خداوند به حضرت نوح عليه السلام به همينمطلب برمىگردد كه فرمود :
« فلا تسئلن ما ليس لك به علم انّي اعظلك أن تكون من الجاهلين » « 3 »
همچنين كلام الاهى به حضرت داوود عليه السلام كه فرمود :
« فاحكم بيننا بالحق و لا تشطط » « 4 »
و به حضرت سليمان :
« و القينا على كرسيّه جيداً ثمّ أناب » « 5 »
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) : 32 . و بدينگونه شد تا دل تو را به وسيلهى آن تثبيت و استوار كنيم .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) : 74 . و اگر ما تو را نگه نمىداشتيم نزديك بود كه تو . . . .
( 3 ) . هود ( 11 ) : 46 . از من آنچه را كه علم و آگاهى ندارى مپرس . من تو را پند مىدهم كه از نادانان نباشى .
( 4 ) . ص ( 38 ) : 22 . بين ما به حق و حقيقت حكم كن و زيادهروى نكن .
( 5 ) . همان : 34 . و بر روى تخت او جسدى را انداختيم و بعد از آن او توبه و رجوع كرد .