آميختن با ستارگان چه خوب آشكار مىشود .
عارف بزرگ سيد على همدانى در شرح اين بيت عبارتى دارد بدين مضمون :
مقصود شاعر از اين عبارات ، يا اعيان خارجى است و يا حقايق نفسانى آنان . بر فرض اول ، مقصود حقيقت محمّديّه است كه مظهر انوار الهيه و وعاء حقايق ذوقيه است و مقصود از هلال ماه ، على است كه گرداننده جامهاى محبّت خدا است كه تشنگان را به سرچشمه وصال مىرساند و در حق او آمده است كه : « أنا مدينة العلم و على بابها »
همانگونه كه هلال با بدر اختلافى ندارد بلكه جزئى است از ماه تمام ، پيشوا و آقاى اولياء نسبت به حضرت رسول كه آقاى پيامبران است ، همان نسبت را دارد ، زيرا فرمود : من و على از يك نوريم . و فرمود : على از من است و من از اويم .
نكتهى ديگر آن كه آميخته شدن احكام شريعت مصطفويّه به حقايق مرتضويّه ، باعث ظهور ديدگاهها و مشارب ذوقى اعيان اوليا است و كلام رسول خدا در حق آن حضرت كه فرمود : « من و تو دو پدر اين امّت مىباشيم » به اين مطلب اشاره دارد ، زيرا آن حضرت منبع اسرار توحيد و مطلع انوار معالم تحقيق است و از چشمهسار هدايتش تمامى اهل كشف و شهود به درجات كمال دست يافتهاند .
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است :
« من منذر هستم و على هادى است . »
به حضرت على فرمود :
تنها به وسيلهى تو ، اى على هدايتيافتگان هدايت مىيابند .
وقتى اين راز براى شما آشكار شد ، پس بدانيد كه تمام انوار حقايقى كه اوليا به آن دست يافتهاند ، از چراغدانِ ولايت على كسب نور گروه و جرقهاى از آن به آنان تابيده است و با وجود اين امام هدايتگر ، پيروى از ديگران ، نشانهى كمى بصيرت و بينش اندك است . « 1 »
نويسنده گويد : اين گفتار به روشنى در راستاى حديث نور ، از چندين جهت
هامش
( 1 ) . مشارب الاذواق .