تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
است كه از صُلب تو زاده مىشود و او ولىّ خداى عزّوجلّ است . در آن شب كه على عليه السلام متولّد شد ، زمين را نورى فرا گرفت . ابوطالب از منزل بيرون آمد ، در حالى كه مىگفت : اى مردم ! ولىّ خداى عزّوجلّ در كعبه زاده شد . صبح كه فرا رسيد ، داخل كعبه شد ، در حالى كه اين اشعار را مىسرود :
يا ربّ هذا الغسق الدجى * و القمر المنبلج المضيّى بيّن لنا من أمرك الخفى * ما ذا ترى فى اسم ذا الصبى
- اى خداوندگارِ اين تاريكى ظلمت‌زا و ماه تابان درخشنده ! از امر پنهان خود براى ما آشكار كن ، در نام اين كودك چه مىبينى و چه نظرى مىدهى ؟ در اين هنگامى هاتفى ندا در داد :
يا اهل بيت المصطفى النّبيّ * خُصّصْتم بالولد الزكيّ انّ اسمه من شامخ العليّ * عليّ اشتقّ من العليّ
- اى خاندان پيامبر برگزيده ! شما به فرزند پاكيزه اختصاص داده شده‌ايد . - نام او از بلنداى برين ، على است كه از نام « العلى » خدا مشتقّ و جدا گشته است . گنجى گويد : اين حديث را به اختصار آورده‌ام . آن را به خاطر اين جهت نوشتم كه مسلم‌بن‌خالد زنجى شيخ شافعى فقط آن را به اين عبارت آورده است و به صورت انفرادى فقط از زنجى ، عبدالعزيزبن عبدالصمد كه او را مىشناسيم ، نقل كرده است . زنجى لقب مسلم است و به خاطر زيبايى و سرخ‌رويى و خوش‌چهره‌اى به اين اسم ناميده شده است . « 1 » نويسنده گويد : دلالت حديث بر مطلب ، واضح و روشن است . حديث دوم : گنجى به سندش از مالك‌بن‌انس از ابىسلمه از ابوسعيد كه گويد : ابوعقال از پيامبر پرسيد : اى رسول خدا ! سرور مسلمانان كيست ؟ آيا حضرت آدم نيست كه خداوند او رابه دست قدرت خود آفريد و از روحش در او دميد و كنيزش حوّا را به همسرى اودر آورد و ساكن بهشتش ساخت ؟ ( اگر او نيست ) پس چه كسى است ؟
هامش
( 1 ) . كفايةالطالب : 406 - 407 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى) — صفحة 253 | افتخار زاده / السيد مير حامد حسين الهندي