« من و على از يك درخت هستيم و ديگر مردم از درختان پراكنده . »
« حكمت به ده جزء تقسيم شده است . به على نه جزء و به مردم يك جزء داده شده است . »
« كسانى را كه به من ايمان آوردهاند ، به ولايت علىبنابىطالب سفارش مىكنم هر كس او را به ولايت بپذير مرا به ولايت پذيرفته و هر كس ولايت مرا بپذيرد خدا را به ولايت قبول كرده است . »
« هنگامى كه مرا به معراج بردند ، پيامبران در آسمان پيرامون من گِرد آمدند . خداوند متعال به من وحى فرستاد : اى محمّد ! از آنان بپرس كه شما بر چه مطلبى مبعوث شديد ؟ گفتند : بر شهادت دادن اينكه جز « اللَّه » خدايى نيست و بر اقرار به نبوّت تو و ولايت علىبنابىطالب . » « 1 »
ز . روايت بدخشانى
وى اين روايت را از عبدالرزّاق رسعنى از ابنمسعود نقل كرده است . « 2 »
دوم - حديث عرض ولايت على عليه السلام بر حضرت ابراهيم عليه السلام
اين حديث را بدخشانى از حافظبنمردويه نقل كرده است ، در آنجا كه گويد :
ابنمردويه از حضرت ابوعبداللَّه جعفربنمحمّد صادق رضى الله عنه در ذيل آيهى شريفهى « و اجعل لي لسان فى الآخرين » آورده است كه فرمود :
« لسان صدق ، علىبنابىطالب است كه ولايتش بر حضرت ابراهيم عليه السلام عرضه شد . آن حضرت گفت : خداوندا ! او رااز ذريّهى من قرارده ، خداوند آن را انجام داد . » « 3 »
در اين روايت ، فضيلتى براى حضرت على آمده است كه هيچ كس داراى آن نيست و بر كسى پوشيده نيست .
هامش
( 1 ) . شرح گلشن راز .
( 2 ) . مفتاح النجا خطّى ، روايت رسعنى از آن دانسته مىشود .
( 3 ) . مفتاح النجا خطّى .