فاعلى است كه در آنها تصرّف مىكند و انجام مىدهد . در اينجا وابستگى مربوط است به حسب محل قابل كه بر آنان مبعوث شده است و پذيرش آنان نسبت به خطاب حضرتش كه از بدن شريفش مىشنوند كه به زبان با آنان سخن مىگويد . اين به مانند وقتى است كه پدرى مردى را در تزويج دخترش وكالت مىدهد كه هر گاه كفو و همتايى يافتى ، او را به ازدواج آن مرد درآور . در اين صورت وكالت دادن صحيح است .
آن مرد هم شايستگى وكالت را دارد و وكالتش نيز ثابت است . ولى تصرّف او در اين وكالت ، وقتى حاصل مىشود كه اين مرد كفوى پيدا كند كه ممكن است بعد از مدّتها پديد آيد و اين تأخير در پيدايش كفو ، به صحّت وكالت و شايستگى وكيل در وكالت ضررى نمىزند و مشكلى ايجاد نمىكند . اين تمام گفتار سبكى بود به لفظ و عبارت خودش . « 1 »
ششم - قسطلانى از احمد و بيهقى و حاكم - كه گويد : حديث صحيح الاسناد است - از عرباضبنساريه ، نيز از بخارى و احمد و ابونعيم - كه حاكم اين روايت را صحيح دانسته است - از ميسره .
و از ترمذى از ابوهريره ، قسطلانى سپس گفتار « سبكى » را در اين زمينه آورده است . « 2 »
هفتم - ديار بكرى از احمد و مسلم و ترمذى و حاكم و بيهقى و ابونعيم و بخارى در تاريخش . « 3 »
هشتم - حلبى از « وفاء الوفاء » از ميسره . « 4 »
نهم - قندوزى از ترمذى از ابوهريره ، نيز از مشكوة از عرباضبنساريه . . . « 5 »
دهم - جمال المحدّث . « 6 »
هامش
( 1 ) . الخصائص الكبرى 1 : 3 - 5 .
( 2 ) . المواهب اللدنيّة 1 : 5 - 8 .
( 3 ) . تاريخ الخميس 1 : 20 .
( 4 ) . انسان العيون 1 : 355 .
( 5 ) . ينابيع المودّة : 10 .
( 6 ) . روضة الاحباب فى سيرة النبى و الاصحاب .