ستمگرى و باجگيرى بازمىدارد ؛ زيرا وزر و و بال اين گناهان از همين راه بر او دوچندان شده و تا وقتى كه به آن سنّتهاى غلط عمل كنند بر او وارد مىشود . پس مىبايست انسان مسلمان به اين معنى توجّه و سعادتمندى هدايتگران به خير و شقاوت دعوتكنندگان به بدى را در نظر آورد . « 1 »
بر اساس كلام سبكى مىگوييم : چون على عليه السلام در اين نور با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه است ، هرگونه پاداشى كه براى رسول خدا ثابت باشد ، براى آنحضرت نيز ثابت است . و اين فضيلت بزرگى است كه خرد از ادراكشان و مقام آن قاصر است .
در برخى از الفاظ اين حديث تصريح شده كه فرشتگان تسبيح الاهى را از آن نور فرا گرفتند . از جمله كسانى كه آن را روايت كرده است ، سعيدبن محمّدبن مسعود كازرونى است كه گويد :
از ابنعبّاس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه آن حضرت فرمود :
« من در پيشگاه خداوند متعال نورى بودم ، دو هزار سال پيش از آن كه خداوند عزّوجلّ آدم را بيافريند . آن نور خداوند را تسبيح مىكرد . آنگاه فرشتگان با تسبيح او تسبيح مىكردند . هنگامى كه خداوند متعال آدم را آفريد ، آن نور را در صلب او افكند . »
پيامبر اكرم ، آنگاه فرمود :
« خداوند متعال مرا به روى زمين در صلب آدم آورد و بعد در صلب نوح قرار داد و در صلب ابراهيم افكند . آنگاه پيوسته مرا از اصلاب كريمه و ارحام پاك جابهجا مىكرد تا اينكه از بين پدر و مادرى بيرونم آورد كه هيچ به صورت نامشروع با يكديگر مباشرت نداشتند . » « 2 »
همين روايت را دياربكرى با اختلاف اندكى روايت كرده است ، گويد : از ابنعبّاس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود :
« من نورى بودم در پيشگاه خداوند متعال ، دو هزار سال پيش از آن كه آدم را بيافريند آن نور خداوند را تسبيح مىكرد و با تسبيح او فرشتگان تسبيح
هامش
( 1 ) . شفاء الاسقام .
( 2 ) . المنتقى من سيرة المصطفى ، خطى .