كه گفت صادق است . آن مرد نيز همانگونه است كه گزارش كرده .
رشيد گفت : بعد از دو نفر شاهد ديگر خيرى وجود ندارد و اقرارى رساتر از آزمايش نيست و گناهى براى يك فرد روشنتر از اين نيست كه گواهى دهد به چيزى كه از دشمنش پنهان مىدارد ، شما مأموريّت خود را خوب انجام داديد .
آنگاه دستور داد شافعى را وارد كنند . وى آهنى را كه بر پايش بسته بود ، پيش روى وى قرار داد . بعد از آنكه كاملًا نشست و مردم همگى به او نگاه مىكردند ، روى به هارونالرشيد كرده و در حالى كه با كف دستش به حالت تسليم به او اشاره مىكرد گفت : السّلام عليك يا اميرالمؤمنين و رحمةاللَّه و بركاته . رشيد گفت : و عليك السّلام و رحمةاللَّه و بركاته ، سنّتى را آغاز كردهاى كه دستورى نسبت به اقامه آن نداشتى و ما فريضهاى را برگردانديم كه به ذات خود پابرجا بود . شگفت آورتر آن كه در حضور من بدون اجازهام سخن گفتى .
شافعى گفت : اى اميرمؤمنان ! خداوند متعال فرموده است :
« وعداللَّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصّالحات لَيستخلفنّهُم فِى الارض كما استخلف الّذين من قبلهم و لَيُمكّنن لهم دينهم الّذي ارتضى لهم و ليُبدّلنَّهم من بعد خوفهم امناً » « 1 »
خداوند كسى است كه هرگاه وعدهاى دهد عمل مىكند . خداوند به من در روى زمين مكنت داد و بعد از ناامنى آرامش و امنيت به من بخشيد ، اى امير مؤمنان . رشيد گفت : آرى زمانى خداوند به تو امنيت داد كه من به تو امان دادم .
شافعى گفت : من به تو بگويم كه تو خويشان خود را با شكنجه نمىكشى ، آنها را از روى كينه و مكر دور نمىسازى و آزارشان نمىرسانى و هرگاه عذرى آوردند ، آنان را تكذيب نمىكنى !
هارونالرشيد گفت : آرى چنين است . تو چه عذرى دارى با حالتى كه از تو مىبينم كه از حجاز به سرزمين عراق آمدهاى ، ديارى كه خداوند به روى ما گشوده
هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) : 55 .