11 - حسنبن محمّد ديلمى « 1 »
وى اين حديث را از سلمان رضى اللَّه عنه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم آورده است . « 2 » از قول مهران روايت كرده است كه از عبداللَّهبنعبّاس در تفسير اين آيهى شريفه پرسيدند كه خداوند فرموده است :
« و انا لنحن الصّافّون و انا لنحن المسبّحون » « 3 »
گفت : در خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بوديم كه حضرت على عليه السلام از راه رسيد .
هنگامى كه رسول خدا آن حضرت را ديد ، به رويش تبسّمى كرد و فرمود :
« خوش آمدى ، اى كسى كه خداوند او را پيش از هر چيزى آفريده است .
خداوندمن وعلى راپيش ازآنكه آدم عليه السلام رابيافريند ، خلق فرمود . دراين مدّت نورى راآفريد و آن رابه دونيم تقسيم كرد : مرا ازنصفآن وعلى را ازنصف ديگرآفريد ، پيشاز آفرينش موجوات . نور موجودات ، از نور من و نور على است . بعد ما را در سمت راست عرش قرار داد . بعد فرشتگان را آفريد . ما خدا را تسبيح كرديم و بعد فرشتگان تسبيح كردند . تهليل كرديم و ملائكه تهليل كردند . ما تكبير گفتيم و ملائكه تكبير گفتند . و اين تسبيح و تهليل و تكبير ، از آموزش من و على بود . » « 4 »
12 - محمّدبن علىبن احمد فارسى « 5 »
وى اين حديث را ازجابربن عبداللَّه انصارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است . « 6 »
13 - شرفالدّين بنعلى نجفى « 7 »
وى اين حديث را از محمّدبن زياد روايت كرده است كه ابنمهران از عبداللَّه بنعبّاس پرسيد دربارهى تفسير كلام الاهى كه فرمود : « و انا نحن الصافون و انا
هامش
( 1 ) . از محدّثان اماميّه .
( 2 ) . ارشادالقلوب 2 : 193 .
( 3 ) . صافات ( 37 ) : 165 - 166 .
( 4 ) . ارشادالقلوب 2 : 195 .
( 5 ) . وى از دانشمندان شيعهى اماميّه در قرن پنجم است و فقيه و مفسّر و محدّث مىباشد .
( 6 ) . روضةالواعظين 1 : 77 و بحارالأنوار 9 : 5 .
( 7 ) . از محدّثان فاضل و دانشمند اماميّه است